اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 205

صفحه 205

یک چنین فرقی را بین باب «صلاة» و باب «بیع» قائل است؟[134] و نکته‌ای را در اینجا خودمان اضافه می‌کنیم که در باب وضع حروف، مشهور می‌گفتند: حروف دارای وضع عام و موضوع له خاص است ولی مرحوم آخوند در مقابل مشهور ایستادگی کرد و فرمود: حروف دارای وضع عام و موضوع له عام می‌باشند. آیا کسی که موضوع له حروف را عام می‌داند می‌تواند به خودش اجازه دهد که در باب بیع و نکاح و امثال این‌ها موضوع له را خاص بداند؟

2- نظریه امام خمینی «دام ظلّه»

اشاره

امام خمینی «دام ظلّه» پس از ردّ کلام مرحوم آخوند، می‌فرماید: راه حل این است که نه مسئله حمل اوّلی را مطرح کنیم و نه حمل شایع صناعی را، بلکه ماهیت بیع را به‌صورت یک قضیه تعلیقیه بیان کنیم، به این نحو که بگوییم: «البیع هو العقد الذی إذا وُجد فی الخارج یکون صحیحاً» این تعبیر، نه عنوان حمل اوّلی دارد و نه عنوان حمل شایع صناعی، زیرا در حمل شایع صناعی، مسأله تعلیق نیست بلکه مسئله اتّحاد وجودی و تنجّز اتحاد وجودی است. معنای عبارت این است: «بیع»، ماهیتی است که وقتی در خارج، وجود پیدا کرد، متّصف به «صحیح» می‌شود، یعنی جمله «إذا وجد فی الخارج یکون صحیحاً» به عنوان قید برای عقد است. آن‌وقت، نفس این عنوان (العقد الذی إذا وجد فی الخارج یکون صحیحاً)، عنوان کلّی است ولی در عین این که کلّی است فقط بر افراد صحیح، انطباق پیدا می‌کند زیرا مسئله را به‌صورت تعلیق مطرح کردیم که «إذا وجد فی الخارج یکون صحیحاً». ایشان می‌فرماید: مرحوم آخوند، راهی ندارد جز این که مسئله را به این صورت مطرح کند و بیع را این گونه معنا کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه