اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 240

صفحه 240

حروف اصلیِ تشکیل‌دهنده کلمات، محدود است، بیست یا بیست و پنج یا حد اکثر چهارصد حرف- که در مورد زبان چینی گفته شده است-. بالأخره، مبدأ الفاظ عبارت از تعدادی حروف محدود و متناهی است و زمانی که مواد، متناهی شد، آن صورتی هم که عارض بر مواد متناهی می‌شود، متناهی خواهد بود. ترکیباتی که عارض بر این حروف می‌شوند، بدون تردید، متناهی خواهند بود. امّا در باب معانی این گونه نیست بلکه معانی، نامتناهی هستند. مراد از معانی، تمام حقایق- حتی ممتنع الوجود[146]- است و لفظ «ممتنع»، حکایت از معنا می‌کند، پس مراد از معانی، مجموعه «واجب، ممکن، ممتنع» است و این مجموعه، نامتناهی است. ممکن است بتوان برای اثبات نامتناهی بودن معانی راه دیگری را پیمود و گفت:

یکی از حقایقِ عالَم، عبارت از «واجب‌الوجود بالذات» است و روشن است که «واجب‌الوجود بالذات»، به تمام معنا، نامتناهی است. علمش، نامتناهی است، قدرتش نامتناهی است و حتی شاید بتوان گفت: «ذات پاکش هم نامتناهی است». تازه او یکی از حقایق عالَم است ولی مهم‌ترین حقیقت این عالَم و سرچشمه همه حقایق است. بنابراین، معانی، غیر متناهی و الفاظ، متناهی است و اگر متناهی بخواهد برای نامتناهی وضع شود راهی جز اشتراک لفظی وجود ندارد. ولی معنای این حرف این نیست که اشتراک، در همه الفاظ تحقّق دارد. مثلًا اگر پنجاه لفظ و صد معنا داشته باشیم، معنای اشتراک این نیست که هر لفظی در برابر دو معنا وضع شده باشد بلکه ممکن است چهل و نه لفظ در مقابل چهل و نه معنا و یک لفظ باقیمانده در مقابل پنجاه و یک معنا وضع شده باشد و اشتراک، تنها در مورد یک لفظ باشد. درهرصورت، راهی جز اشتراک لفظی وجود ندارد. به‌عبارت دیگر: ما وقتی در مقابل معانی قرار می‌گیریم، با کمبود لفظ مواجه می‌شویم، و برای تفهیم و تفهّم معانی، راهی جز اشتراک لفظی نداریم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه