اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 241

صفحه 241

اشکالات مرحوم آخوند بر دلیل فوق

اشکال اوّل: مرحوم آخوند می‌فرماید: شما که می‌خواهید الفاظ متناهی را برای معانی نامتناهی وضع کنید، آیا تعدّد وضع، به تعدّد الفاظ است یا به تعدّد معانی؟

به‌عبارت دیگر: در اینجا ما سه عنوان داریم: الفاظ- که متناهی هستند- معانی- که نامتناهی هستند- و وضع- که فعل واضع است-. آیا وضع الفاظ برای معانی، تابع الفاظ و متناهی است یا تابع معانی و نامتناهی است؟ مرحوم آخوند می‌فرماید: وضع، همیشه تابع معناست، اگر معنا دوتا شد، وضع هم دو تا خواهد بود. لفظ عین، هفتاد معنا دارد و یک لفظ هم بیشتر نیست. ولی آیا چند وضع دارد؟ آیا یک وضع دارد- چون لفظ واحد است- یا هفتاد وضع دارد- چون دارای هفتاد معناست-؟ بنا بر قاعده، تعدّد وضع تابع تعدّد معناست، یعنی واضع، یک‌مرتبه لفظ عین را برای چشم وضع می‌کند، بار دوّم برای چشمه و .... بنابراین، وضع متعدد است خواه واضع یکی باشد یا متعدّد، درهرصورت، وضع متعدد است. حال که چنین است، معانی غیر متناهی، اوضاع غیر متناهی لازم دارند و این دارای اشکال است، زیرا اگر واضع، بشر باشد، همه افراد بشر هم که جمع شوند و وضع انجام دهند، اوضاع آنان متناهی خواهد بود زیرا خودشان متناهی هستند. واضع متناهی، چگونه می‌تواند وضع نامتناهی داشته باشد. و اگر واضع، خداوند باشد، اگرچه به‌لحاظ نامتناهی بودن خداوند، تحقّق اوضاع نامتناهی از خداوند امکان دارد ولی در اینجا اشکال دیگری مطرح می‌شود و آن این است که اصولًا وضع، اصالت ندارد بلکه به عنوان مقدّمه استعمال مطرح است. و اگر لفظی را برای معنایی وضع کنند، با علم به این که در طول تاریخ حتّی یک‌بار هم در این معنا استعمال نمی‌شود، این وضع، لغو است و اثری برآن مترتب نیست. حال اگر ما وارد دایره استعمالات شدیم و دیدیم استعمال متناهی است و وضعی که به دنبال آن، استعمال تحقّق پیدا نکند لغو است و از حکیم صادر نمی‌شود، باید بگوییم: «اگرچه درصورتی‌که واضع خداوند باشد اوضاع نامتناهی امکان دارد ولی به‌لحاظ این که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه