اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 242

صفحه 242

وضع، مقدّمه استعمال است و استعمال، متناهی است، اوضاع غیر متناهی نمی‌تواند تحقّق پیدا کند». خلاصه حرف مرحوم آخوند این است که اگر الفاظ، متناهی و معانی غیر متناهی باشند، لازم می‌آید که اوضاع غیر متناهی باشند و اوضاع غیر متناهی دارای اشکال است خواه واضع خداوند باشد یا بشر.[147] بررسی اشکال اوّل مرحوم آخوند: اگرچه کلام مرحوم آخوند فی‌نفسه خوب است ولی می‌توان به گوشه‌ای از آن مناقشه کرد. و آن این است که در بررسی اقسام وضع، گفتیم: یکی از اقسام وضع، عبارت از «وضع عام و موضوع له خاص» است. که به‌نظر ما این صورت، از جهت مقام تصوّر هم دارای اشکال بود، امّا مرحوم آخوند تردیدی نداشت که «وضع عام و موضوع له خاص» دارای امکان تصوّر است ولی می‌فرمود: مسأله حروف، به عنوان مصداق برای «وضع عام و موضوع له خاص» نیست. ما اینجا به مرحوم آخوند می‌گوییم: در «وضع عام و موضوع له خاص»، واضع، یک معنای کلّی را درنظر می‌گیرد ولی لفظ را برای افراد و مصادیق آن وضع می‌کند. اگر معنای موضوع له این لفظ، عبارت از افراد و مصادیق و جزئیات شد، بین این جزئیات و افراد، تباین وجود دارد، یعنی درحقیقت، موضوع له این لفظ، عبارت از افراد و معانی متباین و غیر قابل اجتماع است.

و در این صورت، آیا چیزی غیر از اشتراک لفظی تصوّر می‌شود؟ آیا در «وضع عام و موضوع له خاص» اشتراک معنوی تحقّق دارد؟ اشتراک معنوی به این معناست که لفظ برای قدر جامع وضع شده باشد، برای معنای عام وضع شده باشد. در حالی که شما فرض می‌کنید که برای معنای عام وضع نشده است بلکه برای افراد و مصادیق و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه