اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 25

صفحه 25

وضع و لحاظ ماهیت کلّیّه مطرح است. آیا در اینجا که واضع، ماهیت کلّیه را لحاظ می‌کند، نماز را درنظر می‌گیرد یا نماز صحیح را؟ گفتیم: در عالم ماهیت، چیزی به نام نماز صحیح نداریم زیرا در عالم ماهیت، صحت نداریم. «نماز صحیح»، مثل «انسان عالم» نیست که یک معنای کلّی باشد و انسان بتواند لحاظ کند. بنابراین، باید «نماز» را تصور کند، وقتی نماز را به ذهن آورد چگونه می‌شود نماز را در ذهنْ معروض صحت قرار داد؟ نماز در خارج است که اتصاف به صحت پیدا می‌کند. پس خیال نشود که با تصور صلاة، یک وجود ذهنی به صلاة داده می‌شود و این وجود ذهنی مصحّح عنوان صحّت است و می‌تواند معروض صحّت قرار گیرد. خیر، آنچه وجود پیدا کرده نفس ماهیت است و ماهیت موجود در ذهن، متّصف به صحّت نمی‌شود. و اگر بگویید:

ماهیت صحیحه را لحاظ کرده، می‌گوییم: ما ماهیت صحیحه نداریم تا قابل تعلّق لحاظ باشد. بله نماز صحیح خارجی را می‌تواند لحاظ کند ولی بحث ما در افراد و جزئیات نیست بلکه بحث در یک عنوان کلّی است. پاسخ چهارم: می‌توان گفت: شاید مرحوم آخوند که صحت را به تمامیت و فساد را به نقصان معنا کرد، ناظر به این اشکال بوده و برای فرار از اشکال، این راه را طیّ کرده است، زیرا صحت و فساد- به این معنایی که ما می‌گوییم- در ماهیت، مطرح نیست ولی مسأله تمامیت و نقص، در ماهیت مطرح است لذا وقتی به شما می‌گویند:

حیوان ناطق چیست؟ جواب می‌دهید: تمامِ ماهیت انسان است- یا مثلًا- می‌گویید:

«حیوان، ماهیت ناقصه انسان است». بنابراین، مرحوم آخوند از طرفی دیده مسأله تمامیت و نقص، در ماهیت مطرح است و از طرفی وضع عام و موضوع له عام است- خواه صحیحی باشیم یا اعمّی، در این جهت فرقی نمی‌کند- حتی اگر وضع عام و موضوع له خاص باشد، در مورد وضع عام، با مشکل روبرو می‌شویم زیرا وضع عام، معنایش این است که یک معنای کلی را ملاحظه کرده است، و از طرفی هم اگر بخواهد صحت و فساد را به‌معنای عرفی- که ما معنا کردیم- معنا کند، آن مربوط به عوارض وجود می‌شود. در نتیجه، راه چاره را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه