اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 250

صفحه 250

یکی از مقوله لفظ و دیگری از مقوله معناست- ملازمه واقعیّه درست کند؟ لفظ و معنا دو امر متباین بوده و واضع نمی‌تواند بین دو امر متباین- که هیچ ملازمه‌ای بین آنها وجود ندارد- ملازمه واقعیّه و تکوینیّه درست کند. و اگر گفته شود: «واضع، بین لفظ و معنا ملازمه اعتباریه درست می‌کند» ما می‌گوییم: ملازمه اعتباریه چه معنایی می‌تواند داشته باشد، مگر در هر چیزی می‌توان ملازمه اعتباریه را مطرح کرد؟ علاوه بر این، ما گفتیم: «واضع، در مقام وضع، همان کاری را انجام می‌دهد که پدر در مقام نام‌گذاری فرزند انجام می‌دهد»، آیا اگر شما از چنین پدری سؤال کنید:

چه کاری می‌خواهی انجام دهی، او می‌گوید: می‌خواهم بین لفظ و معنا ملازمه ایجاد کنم؟ اصلًا مسأله ملازمه مطرح نیست. واقعیت مسئله این است که این لفظ جای اشاره عملیه را بگیرد. جای آن اشاره‌ای که در همه جا راه ندارد را بگیرد، چون اشاره، تنها در صورت حضور مشارالیه مطرح است درحالی‌که پدر گاهی در غیاب فرزند می‌خواهد او را موضوع برای حکمی قرار دهد، آنجا چگونه به او اشاره کند؟ در اینجا آمده‌اند به‌جای اشاره عملیه، یک لفظ را جایگزین کرده‌اند که هم با حضور مشارالیه و هم با غیاب او و هم با موتش و هم با حیاتش، به عنوان علامت برای مشارالیه و معرِّف برای آن است. معرِّف بودن، یک مطلب و جعل ملازمه مطلبی دیگر است و بین این‌ها ارتباطی وجود ندارد.

تحقیق در ارتباط با اشتراک لفظی

از آنچه گفته شد معلوم گردید که ادلّه قائلین به ضروری الوجود بودن اشتراک لفظی و نیز ادلّه قائلین به ضروری العدم بودن آن ناتمام است. مقتضای تحقیق این است که اشتراک لفظی نه ضروری الوجود است و نه ضروری العدم، بلکه امری ممکن است که می‌تواند در خارج تحقّق داشته باشد و وقوع،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه