اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 253

صفحه 253

در اینجا سه راه گفته شده است:

راه اوّل برای تحقّق اشتراک لفظی

این راه از انضمام دو مطلب به یکدیگر حاصل می‌شود: مطلب اوّل: قبائل و طوائف مختلف در زمانهای سابق با وجود این که در اصل یک لغت مشترک بودند- مثلًا زبان همه آنان عربی بود- ولی در عین حال، هر قبیله‌ای برای خودش اصطلاح خاصی داشت. در زمان ما نیز- که مسئله قبائل مطرح نیست- هر بلدی برای خودش اصطلاح خاصی دارد. یک بلد، از فلان معنا به یک لفظ تعبیر می‌کنند و بلد دیگر از همان معنا به لفظ دیگر تعبیر می‌کنند، با این که هر دو دارای یک زبان می‌باشند، مثلًا هر دو فارسی زبان هستند. این مطلب، کاشف از این است که معنای اشتراک در لغت این نیست که در تمامی الفاظ، اشتراک تحقّق داشته باشد و مثلًا همه عرب زبانها در تمام این الفاظ مشترک با یکدیگر اشتراک داشته باشند. بلکه این معنا به حسب بلاد- در زمان ما- و به حسب قبائل- در زمانهای گذشته متفاوت بوده است، مثلًا در زمان سابق در قبیله‌ای از کلمه «عین» معنای «چشم» را اراده می‌کردند نه معنای دیگر. و در قبیله دیگر وقتی کلمه «عین» گفته می‌شد، معنای «چشمه» را اراده می‌کردند نه معنای دیگر. و در قبیله سوّم، معنای سوّم را اراده می‌کردند. علت این که در قبائل به این صورت بوده، این است که دلیلی نداریم که واضع، خداوند یا شخص معیّن باشد بلکه به اعتبار اختلاف قبائل و کشورها و بلاد، واضعین، فرق می‌کنند. چه مانعی دارد که رئیس یک قبیله بگوید: ما در قبیله خودمان، «عین» را به‌معنای «چشم» می‌دانیم نه غیر از آن، و رئیس قبیله دوّم- با توجه به قبیله اوّل یا بدون توجّه به آن- بگوید: ما «عین» را به‌معنای «چشمه» می‌دانیم و همچنین قبائل دیگر. مطلب دوّم: محقّقین از لغویین که کتاب لغت می‌نوشته‌اند، مقیّد بودند که همه قبائل و طوایف را بررسی و تفحّص کنند. مثلًا گفته‌اند «جوهری» برای تدوین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه