اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 255

صفحه 255

شما می‌گویید: غرض از وضع، تفهیم و تفهّم است. یعنی انسان به وسیله الفاظ بتواند مقاصد خودش را بیان کند و مطلب خود را برای مخاطب تبیین کند. تفهیم و تفهّم بر دو نوع است: گاهی تفهیم و تفهّم به این صورت است که انسان می‌خواهد مراد خودش را با تمام ابعاد آن برای مخاطب روشن کند، یعنی می‌خواهد آنچه در واقعیت تحقّق پیدا کرده، به وسیله لفظ در اختیار مخاطب قرار دهد. تفهیم و تفهّم در اکثر موارد به همین نوع است. و گاهی تفهیم و تفهّم به این صورت است که انسان می‌خواهد از مقصود خودش به صورت اجمالی پرده بردارد، یعنی می‌خواهد واقعیت را به‌طور اجمال در اختیار مخاطب قرار دهد. مثلًا آدم متشخّصی به منزل شما آمده است. شما وقتی می‌خواهید این قصه را نقل کنید به صورتهای مختلفی نقل می‌کنید: اگر مخاطب شما یک دوست صمیمی و نزدیک است و می‌خواهید همه واقعیت را در اختیار او قرار دهید، می‌گویید: «شب گذشته فلان شخصیت به منزل ما آمد» و تمام خصوصیات او را مطرح می‌کنید. ولی گاهی مخاطب شما کسی است که صلاح نمی‌دانید همه واقعیت را در اختیار او قرار دهید، می‌گویید: «شب گذشته یک آقای محترمی به منزل ما آمد» و هیچ انگیزه‌ای برای معرفی او ندارید. بنابراین ما با دو نوع تفهیم و تفهّم روبرو هستیم، گاهی تفهیم و تفهّم به کیفیتی است که مراد انسان با همه خصوصیاتش روشن شود و گاهی مصلحت اقتضا می‌کند که مراد انسان مطرح شود ولی به‌صورت اجمال. ممکن است کسی اشکال کند: «در صورت دوّم، چه ضرورتی وجود دارد که متکلّم، مراد خود را مطرح کند؟». جواب این است که اینجا هم ضرورت دارد. متکلّم چه‌بسا می‌خواهد چیزی در این ارتباط با مخاطب بگوید ولی مایل نیست که او بر تمام خصوصیات مسئله اطلاع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه