اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 256

صفحه 256

پیدا کند. تفهیم و تفهّم به این صورت نیست که یک طرف آن در ارتباط با همه خصوصیات و طرف دیگر آن سکوت محض باشد. تفهیم و تفهّم دو طرف دارد یک طرفش بیان مراد با همه خصوصیات و طرف دیگر آن، بیان مراد به‌صورت اجمال است. حال که چنین است، آیا برای تفهیم و تفهّم به صورت اجمال، نباید راهی وجود داشته باشد؟ بهترین راه برای این مسئله، اشتراک لفظی است. وقتی می‌گویند: «مشترک لفظی قرینه می‌خواهد» معنایش این نیست که در همه جا نیاز به قرینه دارد، بلکه اگر بخواهیم مراد را روشن کنیم نیاز به قرینه دارد ولی اگر غرض، به اجمال تعلّق گرفته باشد قرینه نیاز ندارد. مثلًا متکلّم می‌گوید: «رأیت عیناً» و قرینه‌ای ذکر نمی‌کند زیرا می‌خواهد مخاطب در حال تحیّر و تردّد باقی بماند. از طرفی بداند که متکلّم، چیزی را دیده است و از طرفی نداند آن چیز عبارت از چیست؟ این هم یک نوع از تفهیم و تفهّم است و راهش اشتراک لفظی است. به او می‌گوید: «رأیت عیناً» و مخاطب به فکر فرومی‌رود که آیا «عین جاریه» بوده یا «عین باکیه» یا .... این کلام، درست در مقابل کسانی است که می‌گفتند: «اشتراک لفظی، با غرض وضع سازگار نیست» در اینجا گفته می‌شود: «غرض از وضع این است که تفهیم و تفهّم به هر دو نوعش تحقّق پیدا کند. ولی اکثر موارد آن از راه الفاظی است که معنای آنها روشن است و در مواردی هم از طریق مشترک لفظی است». بنابراین مسأله مشترک لفظی از این جهت نیست که انسان در تنگنای الفاظ قرار گرفته و با کمبود لفظ مواجه شده باشد بلکه دایره الفاظ وسیع است ولی انگیزه دیگری برای مشترک لفظی وجود دارد و آن این است که گاهی غرض متکلم به اجمال تعلّق می‌گیرد و نمی‌خواهد تمام مقصودش را بیان کند لذا به مشترک لفظی پناه می‌آورد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه