اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 26

صفحه 26

منحصر در این دیده که صحت را به تمامیت و فساد را به نقصان، معنا کند که این تمامیت و نقصان، در همان عالم ماهیت قابل پیاده شدن می‌باشند. واضع، کلمه «صلاة» را برای «نماز تام الأجزاء و الشرائط» وضع کرده است و این حرف درستی است که کلمه «تامّ» را در ماهیت بیاوریم و این- درحقیقت- یک مقرّبی برای کلام مرحوم آخوند است که صحت را به تمامیت و فساد را به نقصان معنا کرده است. درحالی‌که اگر ما بخواهیم- روی حرف خودمان- عنوان صحیح و فاسد را در محلّ نزاع، حفظ کنیم نمی‌توانیم راه حلّی داشته باشیم. عمومیت وضع، با اینکه صحت و فساد از عوارض وجودند، قابل جمع نیستند. خلاصه اینکه ما باید یا کلام مرحوم آخوند را بپذیریم و یا به‌جای «صحیح»، عنوان «تامّ الأجزاء و الشرائط» و امثال آن را قرار دهیم تا صحیح و فاسدی که معروضش وجود خارجی است، تحقّق پیدا نکند. مسأله «صلّ» و (أقیموا الصّلاة) و امثال آن، با مسأله وضع، فرق می‌کند. در مسأله وضع، وقتی واضع می‌خواهد کلمه انسان را بر معنایی وضع کند، کاری به وجودات خارجیه ندارد بلکه انسان، به‌عنوان یک اسم جنس و یک لفظِ دالّ بر ماهیت، وضع شده است و ما هم در اینجا می‌خواهیم ببینیم در صورت ثبوت حقیقت شرعیه، واضع کدام معنای عامّی را ملاحظه کرده و لفظ صلاة را برای آن وضع کرده است؟

مقدّمه چهارم آیا بین صحت، در مقام تسمیه و استعمال با صحت در مقام خارج فرق وجود دارد؟

اشاره

مرحوم آخوند، در آخر بحث صحیح و اعم، مطلبی را ذکر کرده که طبق ترتیبِ بحث، باید در اینجا مطرح می‌شد و آن مطلب این است که ما در باب عبادات به عناوینی برخورد می‌کنیم که از بعضی از آنها به اجزاء و از بعضی دیگر به شرایط و از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه