اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 266

صفحه 266

نظریه مرحوم آخوند

مرحوم آخوند معتقد است استعمال لفظ در اکثر از معنا- به این کیفیتی که مطرح کردیم- مستحیل است. ایشان در مقام استدلال بر این مطلب عبارتی را ذکر کرده است که مرادشان را به خوبی روشن نمی‌کند، زیرا در آن احتمالاتی مطرح است. ما در اینجا ابتدا مفاد کلام ایشان را مطرح کرده و سپس احتمالاتی را که در آن وجود دارد مورد بررسی قرار می‌دهیم تا ببینیم آیا در ارتباط با این احتمالات می‌توان مسأله استحاله را مطرح کرد یا این که بنا بر هیچ‌کدام از این احتمالات، مسأله استحاله مطرح نیست. مرحوم آخوند می‌فرماید: معنای استعمال- به صورت کلّی، نه در خصوص ما نحن فیه- این نیست که ما لفظ را علامت برای معنا قرار دهیم، تا این که همین‌جا کسی بیاید مسئله را تمام کند و بگوید: «چه اشکالی دارد که چیزی علامت بر دو معنا باشد؟ مگر وقتی چیزی علامت شد، حتماً باید علامت برای یک چیز باشد؟ خیر، ممکن است یک چیز، علامت برای دو چیز واقع شود. یک لفظ، علامت و نشانه برای دو معنا باشد». ایشان می‌فرماید: معنای استعمال، علامت بودن لفظ برای معنا نیست بلکه معنای استعمال این است که انسان لفظ را فانی در معنا و وجه برای آن قرار دهد به طوری که گویا لفظْ همان معناست، به‌همین‌جهت است که حسن و قبح معانی، به الفاظ سرایت می‌کند. انسان می‌گوید: چرا حرف زشت می‌زنی؟ در حالی که زشتی مال معناست و معنا و لفظ- همان گونه که قبلًا گفتیم- از دو مقوله متضادند. آن‌وقت اگر یکی از دو مقوله قبیح شد، چه معنا دارد که مقوله دیگر هم قبیح شود؟ لفظ از مقوله لفظ و صوت است و معنا از مقوله واقعیات است ولی با توجه به این که لفظ، فانی در معناست و حقیقت استعمال این است که گویا لفظ، خودش را قربانی در معنا می‌کند و فانی در معنا قرار می‌گیرد، حُسن و قُبح معنا، در معنا متوقف نشده و به لفظ هم سرایت می‌کند و لفظ، موصوف به حَسَن و قبیح می‌شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه