اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 267

صفحه 267

مرحوم آخوند می‌فرماید: لحاظی که به لفظ تعلّق می‌گیرد، لحاظ تبعی است. لفظ- در مقابل معنا- اصالت ندارد، به‌همین‌جهت، لحاظ استقلالی به معنا تعلّق می‌گیرد و لحاظ تبعی به لفظ متعلّق می‌شود. و وقتی لحاظ تبعی به لفظ تعلّق می‌گیرد، در ما نحن فیه باید دو لحاظ در ارتباط با لفظ مطرح شود، یک لحاظ تبعی به عنوان تبعیت از معنای اوّل و یک لحاظ تبعی به عنوان تبعیت از معنای دوّم. آن‌وقت نتیجه این می‌شود که در عالم معنا، دو لحاظ استقلالی به دو معنا تعلّق گرفته- که این مانعی ندارد- ولی به تبعیت از این دو لحاظ، دو لحاظ تبعی به لفظ تعلّق می‌گیرد و معنا ندارد که در یک استعمال، و در آنِ واحد، دو لحاظ به یک لفظ تعلّق بگیرد. مگر این که لاحظ، «أحول العینین»- آدم دو بین، که هر چیز را برخلاف واقع، دو تا می‌بیند- باشد که در این صورت مانعی ندارد که لفظ را هم دوتا ببیند و دو لحاظ تبعی به لفظ متعلّق شود. ولی آنچه را أحول می‌بیند واقعیت نیست. واقعیت، یک چیز است اگرچه از نظر او دو چیز مطرح است. و فرض این است که چشم ما خوب می‌بیند و یک لفظ را، یک لفظ می‌بیند.[165] از این عبارت مرحوم آخوند به‌خوبی روشن نمی‌شود که ایشان مسأله استحاله را با توجه به چه چیزی قائل شده است؟ در کلام ایشان سه احتمال وجود دارد که ازنظر قرب و بعد، در یک درجه نیستند. احتمال اوّل: نقطه اساسی که مرحوم آخوند روی آن دست گذاشته عبارت از «ماهیت استعمال» باشد که به‌نظر ایشان، ماهیت استعمال، عبارت از فنای لفظ در معناست. به این معنا که لفظ وقتی در مقابل معنا قرار می‌گیرد، وجود خود را از دست داده و خود را فانی در معنا می‌کند. در نتیجه- براساس این احتمال- مرحوم آخوند می‌خواهد بفرماید: ما یک لفظ «عین» داریم و می‌خواهیم این لفظ را در دو معنا استعمال کنیم. در ارتباط با استعمال اوّل، ماهیت استعمال، فناء لفظ «عین» در معنای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه