اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 27

صفحه 27

بعضی به موانع یا قواطع تعبیر می‌کنیم، آیا در رابطه با بحث صحیح و اعم- و خصوصاً کسی که قائل است این الفاظ برای معانی صحیحه وضع شده و یا استعمال شده‌اند- آیا صحت را در ارتباط با تمامی این معانی ملاحظه می‌کند یا اینکه مقام تسمیه غیر از مقام صحتی است که عبادت را به آن متّصف می‌کنیم؟ اگر کسی نمازی بخواند ما در صورتی می‌گوییم: «این عبادت، صحیح واقع شده است» که هم واجد جمیع اجزاء و شرایط و هم فاقد موانع و قواطع باشد به‌طوری که اگر در یکی از این‌ها، کمبودی وجود داشته باشد، ما آن عبادت را متّصف به صحت نمی‌کنیم. آیا صحتی که در مقام وضع و تسمیه و استعمال، بحث می‌کنیم، همان صحتی است که در خارج مطرح است یا اینکه مقام تسمیه و وضع، خصوصیاتی دارند که اقتضاء می‌کنند این صحت، به اندازه صحت خارجیه، ضیق نداشته باشد؟ برای تبیین مطلب، باید هریک از عناوین مذکور را جداگانه مورد بحث قرار دهیم: أجزاء: جزء، عبارت از چیزی است که در ترکیب ماهیت و تشکیل آن، دخالت دارد، به‌گونه‌ای که اگر این چیز در ماهیت وجود نداشته باشد، آن ماهیت مرکّب، از نظر مواد ترکیبی، تمامیت و کمال ندارد. خواه این مرکب، از مرکبات حقیقیه باشد یا مثل عبادات، ترکیبشان اعتباری باشد. اجزائی که در تشکیل ماهیت مرکب نقش دارند، بدون شک در بحث ما داخلند.

البته مرحوم آخوند، وقتی این بحث را مطرح می‌کند، الفاظی به کار می‌برد که فهم مطلب را مشکل کرده است. ایشان، می‌فرماید: اجزاء بر دو قسمند: یک قسم، اجزاء ماهیت می‌باشند که همین محلّ بحث ماست و بدون شک، در بحث صحیح و اعم داخل است و کسی که قائل است الفاظ عبادات برای صحیح، وضع شده‌اند، صحت از حیث اجزاء را تردیدی ندارد. قسم دیگر- به تعبیر مرحوم آخوند- جزء الفرد و جزء چیزی است که مأمور به با آن چیز تشخص پیدا می‌کند. مرحوم آخوند می‌فرماید: چیزی که مأمور به با آن تشخص پیدا می‌کند گاهی به نحو جزئیت است و گاهی به نحو فردیت و بر هر دو تقدیر، این جزء الفرد و جزء ما یتشخص به المأمور به، گاهی در بالا بردن رتبه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه