اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 276

صفحه 276

می‌کند. ولی در زمان واحد بگوید: «من دو علم نسبت به این قضیّه دارم» این غیر متصوّر است. در ارتباط با لحاظ و حضور عند النفس نیز همین‌طور است. شی‌ء، یا حاضر عند النفس است یا نیست. ولی این که بخواهد دو حضور داشته باشد، امر غیر معقولی است. بنابراین، علت این که ما در جواب به مرحوم آخوند روی منع صغری تکیه کردیم این است که اگر صغری را بپذیریم دیگر نمی‌توانیم در کبری مناقشه کنیم. تعدّد لحاظ در آن واحد نسبت به یک شی‌ء، غیر معقول است.

نظریه مرحوم محقّق نائینی

محقّق نائینی رحمه الله، همانند استاد خود (مرحوم آخوند) معتقد است که استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا استحاله دارد با این تفاوت که مرحوم آخوند، مسئله استحاله را از راه لفظ مطرح کرده است 166] ولی مرحوم نائینی استحاله را در ارتباط با معنا دانسته است و کاری به لفظ ندارد. ایشان می‌فرماید: در مسأله استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا، بدون تردید، معنا متعدّد است و محلّ نزاع در جایی است که به معنای اوّل آن یک لحاظ استقلالی کامل تعلّق گرفته باشد که گویا لفظْ فقط در این معنا استعمال شده است و یک لحاظ استقلالی هم به معنای دوّم تعلّق گرفته باشد به‌گونه‌ای که گویا لفظْ فقط در آن معنا استعمال شده است. در نتیجه وقتی معنا متعدد شد، لحاظِ در ارتباط با معنا نیز متعدّد خواهد شد. «عین باکیه» غیر از «عین جاریه» است پس لحاظ «عین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه