اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 277

صفحه 277

باکیه» نیز غیر از لحاظ «عین جاریه» است. محقّق نائینی رحمه الله سپس می‌فرماید: بدیهی است که بین این دو معنا هیچ‌گونه تقدّم و تأخّر زمانی یا تقدّم و تأخّر رتبی وجود ندارد و این که ما به «معنای اوّل» و «معنای دوّم» تعبیر می‌کنیم از روی مسامحه است و به این معنا نیست که بین دو معنا، «اوّلیت» و «ثانویّت» وجود داشته و یکی مقدّم بر دیگری است. اصولًا وجهی ندارد که یکی از دو معنا تقدّم زمانی یا تقدّم رتبی بر معنای دیگر داشته باشد مگر این که یکی سبب و دیگری مسبّب باشد، یکی علت و دیگری معلول باشد که رتبه علّت، مقدّم بر رتبه معلول است. در نتیجه «عین باکیه» و «عین جاریه» در ارتباط با متکلّم، در یک صف و در عرض هم قرار گرفته‌اند و هیچ‌گونه تقدّم و تأخّری بین آن دو وجود ندارد و اگر دو چیز در عرض هم و در یک صف قرار گرفتند و هیچ‌گونه تقدّم و تأخّری بین آن دو وجود نداشت، لازمه این معنا این است که نفس انسانی- که لحاظ در رابطه با نفس است- در آنِ واحد دارای دو لحاظ باشد، یعنی هم معنای «عین باکیه» ملحوظ برای نفس باشد و هم معنای «عین جاریه» ملحوظ برای نفس باشد. البته اگر تقدّم و تأخّر زمانی در کار باشد- هرچند برای یک لحظه- مانعی ندارد که در یک آن، عین باکیه، ملحوظ نفس باشد و در آنِ دیگر، عین جاریه. ولی فرض این است که بین این دو معنا، هیچ تقدّم و تأخّری- حتّی برای یک لحظه- نداریم. این دو شی‌ء، با فرض اینکه دو شی‌ء هستند- نه اینکه دو شی‌ء را یک شی‌ء کرده باشیم، چون نه قدر جامعی در کار بود و نه عنوان انتزاعی، بلکه حیثیت تعدّد معنا باید محفوظ بماند- نفس می‌خواهد در آنِ واحد، دو لحاظ نسبت به این دو معنا داشته باشد، و به عبارت دیگر:

نفس، در آنِ واحد می‌خواهد دو عمل انجام دهد و این مستحیل است. نفس چگونه می‌تواند در آنِ واحد، دو لحاظ- یعنی دو احضار معنا- نزد خود داشته باشد بدون این که این دو لحاظ، تقدّم و تأخّری داشته باشند؟ چنین چیزی دارای استحاله است.[167]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه