اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 280

صفحه 280

محروم باشد. جواب سوّم: اگر کسی با جوابهای اوّل و دوّم قانع نشود به او می‌گوییم: ملاک و مناط حمل در قضایای حملیه عبارت از هوهویت و اتّحاد است. مراد از قضیّه حملیّه «زید قائم» وجود اتّحاد و هوهویت بین زید و قائم است و متکلّم می‌خواهد بگوید: زید و قائم یکی هستند. شما وقتی قضیّه حملیه را تشکیل می‌دهید، ازنظر لفظی، یک موضوع دارید و یک محمول، یعنی در عالَم لفظ، یک تقدّم و تأخّری در کار است. عالَم لفظ، همان عالم مادّه است و محدودیتی که برای سایر امور مادی مطرح است برای لفظ هم مطرح است یعنی ما نمی‌توانیم زید و قائم را در عرض هم به عنوان لفظ مطرح کنیم. بالاخره نوعی تقدّم و تأخّر لفظی بین آنها وجود دارد. «زید» به عنوان «موضوع»، در لفظْ تقدّم دارد و «قائم» به عنوان «محمول»، در لفظْ تأخّر دارد ولی وقتی ما از لفظ صرف‌نظر کنیم و بخواهیم مسئله هوهویت را به میان آوریم، در مطرح کردن اتّحاد بین زید و قائم، تقدّم و تأخّر مطرح نیست. به عبارت دیگر: وقتی که شما در نفستان می‌خواهید بین زید و قائم هوهویت و اتّحاد را مطرح کنید آیا به چه کیفیتی مطرح می‌کنید؟ آیا اوّل «زید» را در نفس خود احضار می‌کنید سپس «زید» کنار رفته و «قائم» در نفس شما احضار می‌شود؟ یا این که برای القاء هوهویت بین «زید» و «قائم»، هر دو نزد نفس حاضر می‌شوند. روشن است که برای ایجاد هوهویت بین دو چیز باید هر دو چیز حاضر باشند و نمی‌توان بین چیزی که حاضر است با چیزی که حاضر نیست، به عنوان تشکیل قضیّه حملیه القاء هوهویت کرد. چنین عملی مثل این است که کسی بخواهد دست کسی را در دست دیگری بگذارد، در این صورت باید هر دو حاضر باشند و هر دو در عرض هم تحقّق داشته باشند. در ما نحن فیه هم شما می‌خواهید در نفس خودتان میان زید و قائم ایجاد هوهویت کنید پس باید هر دو نزد نفس شما حاضر و مورد التفات نفس شما باشند.

چگونه نفس شما در آنِ واحد به هر دو توجه کرده است؟ «زید» علم شخص و دارای «وضع خاص و موضوع له خاص» است و «قائم» دارای دو وضع است. مادّه آن دارای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه