اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 281

صفحه 281

یک وضع و هیئت آن دارای وضعی دیگر است. چطور نفس شما هر دو را نزد خودش احضار کرده است و به هر دو توجّه دارد؟ و در مرحله نفس هیچ‌گونه تقدّم و تأخّری هم بین آنها وجود ندارد، اگرچه در مرحله لفظ، تقدّم و تأخّر مطرح است و محدودیت وجود دارد. در نتیجه در قضایای حملیه که ملاک آنها اتّحاد و هوهویت است، برای ایجاد هوهویت چاره‌ای نداریم جز این که بگوییم: این دو معنا نزد نفس حاضر است و هیچ‌گونه غیبتی در کار نیست. «حضور عند النفس»، به معنای «لحاظ» است و بین این دو، مغایرتی وجود ندارد. ما از محقّق نائینی رحمه الله سؤال می‌کنیم: همان گونه که در آنِ واحد، «زید» و «قائم» حاضر عند النفس هستند، در مسئله استعمال لفظ در اکثر از معنا نیز به همین کیفیت است. خصوصیت اضافه‌ای در اینجا وجود ندارد. جواب چهارم: اگر کسی با جواب سوّم هم قانع نشده و در آن مناقشه کرده و بگوید: در «زید قائم» ما درگیر لفظ هستیم و لفظ «زید» بر لفظ «قائم» مقدّم است و احتمال دارد که این تقدّم و تأخّر، در مرحله نفس هم محفوظ باشد، در نتیجه هر دو در عرض هم نزد نفس حاضر نیستند» می‌گوییم: ما با شما مماشات می‌کنیم ولی قضیّه دیگری را مطرح می‌کنیم ببینیم شما چه جوابی می‌دهید؟ اگر به‌جای «زید قائم» بگویید: «زید و قائم متّحدان»- که اتّحاد را از همان قضیّه حملیه استفاده کنید- یا مثلًا گفتید: «السواد و البیاض متضادان»،- که قضیّه معروفی است- آیا موضوع در این قضیّه چیست؟ موضوع در این قضیه «السواد و البیاض» است ولی آیا در موضوعیت، بین سواد و بیاض تقدّم و تأخّری وجود دارد؟ اینجا که شما موضوع را درست می‌کنید و بعد می‌خواهید «متضادان» را برآن حمل کنید آیا این «سواد و بیاض» نزد نفس شما حاضر است یا نه؟ اگر هیچ‌کدام حاضر نیستند، پس «متضادان» را بر چه چیزی حمل می‌کنید؟ اگر یکی حاضر است، چگونه «متضادان» که تثنیه است برآن حمل می‌کنید؟ پس باید بگویید: «هر دو نزد نفس حاضرند». حال که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه