اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 282

صفحه 282

چنین است آیا بین این دو، تقدّم و تأخّری وجود دارد؟ خیر، این گونه نیست. در «زید قائم» ممکن است کسی بگوید: «زید بر قائم تقدّم دارد» ولی اینجا نمی‌توان چنین حرفی زد زیرا اینجا هر دو- سواد و بیاض- در موضوع اخذ شده‌اند. و محمول هم «متضادان» است و کسی نمی‌توان احتمال دهد که در موضوعیت، سواد بر بیاض تقدّم دارد به‌طوری که اگر مسئله را برعکس کرده و بگوییم: «البیاض و السواد متضادان»، حکم عوض شود. خیر، در موضوعیت، هیچ فرقی نیست که سواد را اوّل بگوییم یا بیاض را. بلکه این دو مقصودند نه دوتای با فرض تقدّم یکی و تأخّر دیگری. بنابراین، «سواد و بیاض» حاضر عند النفس هستند و اگر حاضر نباشند نمی‌توان «متضادان» را برآن حمل کرد. «سواد و بیاض» اگرچه به‌حسب واقعیت بینشان تضادّ وجود دارد ولی این متضادان در خارج، هر دو با هم نزد نفس حاضرند- هرچند برای یک لحظه هم باشد- تضادّ خارجی مربوط به عالم ماده است ولی اینجا که به عنوان موضوعیت مطرح است هر دو با هم نزد نفس حاضرند و هیچ‌گونه تقدّم و تأخّری بین آنها وجود ندارد. در نتیجه در آنِ واحد ممکن است دو چیز نزد نفس حاضر باشند، اگرچه دو چیز متضاد باشند مثل سواد و بیاض که بین آنها تضاد کامل است. خلاصه بحث پیرامون نظریه مرحوم نائینی آنچه مرحوم نائینی برآن تکیه داشت در ارتباط با لفظ نبود، به‌خلاف مرحوم آخوند که همه اشکال استحاله ایشان در ارتباط با لفظ بود و تمام احتمالاتی که در کلام ایشان ذکر کردیم بر محور لفظ جریان داشت ولی مرحوم نائینی می‌فرمود: «ما با لفظ کاری نداریم، ما درگیر معنا هستیم و معتقدیم نفس نمی‌تواند در آنِ واحد به دو معنا توجه پیدا کند». ما در جواب مرحوم نائینی گفتیم: پس شما با این موارد متعدّد چه می‌کنید؟

مخصوصاً مثال اخیر که از همه واضح‌تر بود. شما با مثال «زید و قائم متحدان» و مثال

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه