اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 285

صفحه 285

وجود ذهنی طلب این است که انسان مفهوم طلب را تصوّر کند و در ذهن بیاورد و به عبارت دیگر: معنای طلب را عند النفس احضار کند. لازمه وجود ذهنی طلب، وجود واقعی آن نیست زیرا کسی که مفهوم طلب را تصور می‌کند، تا وقتی که این طلب را ابراز نکند، وجود واقعی طلب در ارتباط با او مطرح نیست ولی چون کلمه طلب را استعمال می‌کند و استعمال، متقوّم به لحاظ لفظ و معناست، طبعاً باید معنای طلب را لحاظ کند. لحاظ معنای طلب، عبارت از وجود ذهنی طلب است. برای طلب، یک وجود انشائی نیز مطرح است و آن همان چیزی است که مرحوم آخوند و دیگران قائلند که در آن جایی که مولا در ضمن هیئت افعل، امری صادر می‌کند و دستوری می‌دهد، مفاد هیئت افعل، نه طلب حقیقی است و نه طلب ذهنی بلکه مفاد هیئت افعل عبارت از انشاء طلب و طلب انشائی است که توضیح بیشتر آن در باب اوامر خواهد آمد. بالاخره این وجودات انشائیه- مثل طلب و سایر انشائیات- در یک محدوده خاصی است و این‌طور نیست که هر مفهومی قابل انشاء باشد، یعنی مثلًا ما نمی‌توانیم به مفهوم انسان یک وجود انشائی بدهیم، حیوان انشائی امر غیر معقولی است ولی بعضی از مفاهیم، از نظر عقلاء و از نظر شارع، علاوه بر وجود حقیقی و وجود ذهنی، یک وجود انشائی نیز برای آنها قابل تصوّر است. 4- وجود لفظی معنای وجود لفظی این است که یک ماهیتی در قالب لفظ بیاید.

مثلًا ماهیت انسان ممکن است اصلًا در قالب لفظ نیاید. در این صورت به این معنا نیست که وجود حقیقی و وجود ذهنی ندارد، بلکه وجود حقیقی و وجود ذهنی آن محفوظ است و در جاهایی که وجود انشائی مطرح است، وجود انشائی هم سر جای خود محفوظ است ولی وقتی «انسان» در قالب لفظ قرار گرفت و متکلّم به آن تکلّم کرد، می‌گویند: این لفظ «انسان» هم یک وجودی برای ماهیت انسان است. این قسم از وجود را هم می‌توان وجود لفظی و هم وجود تنزیلی نامید و گفت: در اینجا، لفظ، نازل به منزله وجود معنا گردیده و وجود لفظ، وجود تنزیلی برای معناست. در این صورت گویا لفظ هم در عالم معنا کشیده می‌شود، زیرا این هم یک مرحله‌ای از وجود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه