اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 291

صفحه 291

دلیلی بر این مطلب، نداریم دلیل بر خلاف آن نیز داریم. و آن دلیل، چیزی است که شما در استدلالتان به آن اشاره کردید ولی خودتان به آن توجه نکردید و آن مطلب- با توضیح ما- این است که شما می‌گویید: «دو وجود تنزیلی نمی‌تواند در یکجا مجتمع شود» ما می‌پرسیم: «دو وجود تنزیلی مهم‌تر است یا یک وجود حقیقی و یک وجود تنزیلی»؟ به عبارت دیگر: در اینجا، سه مسئله وجود دارد: اجتماع دو وجود حقیقی- که محور استدلال است- و اجتماع دو وجود تنزیلی- که محلّ بحث است- و اجتماع یک وجود حقیقی و یک وجود تنزیلی- که برزخ میان آن دو است- حال اگر اجتماع دو وجود تنزیلی ممکن نباشد، اجتماع یک وجود حقیقی با یک وجود تنزیلی به طریق أولی ممکن نخواهد بود، زیرا این مورد، یک قدم به اجتماع دو وجود حقیقی نزدیکتر است. درحالی‌که در همان مثال «زید لفظٌ» که شما مطرح کردید، اجتماع وجود حقیقی و وجود تنزیلی است، زیرا لفظ زید، مصداق واقعی ماهیّت لفظ است یعنی لفظ زید، مصداق وجود حقیقی ماهیّت لفظ است و از طرفی هم لفظ زید، وجود تنزیلی برای معنای زید است پس در لفظ زید، دو وجود جمع شده است: وجود حقیقی ماهیّت لفظ زید و وجود تنزیلی بالاضافة به معنای زید. چطور در لفظ زید دو وجود- حقیقی و تنزیلی- جمع شده است؟ اگر شما بگویید: «در اینجا طرف حساب دو چیز است زیرا لفظ زید، وجود حقیقی برای ماهیّت لفظ و وجود تنزیلی برای معنای زید است». می‌گوییم: «در ما نحن فیه نیز طرف حساب دو چیز است. شما وقتی لفظ «عین» را در «عین باکیه» و «عین جاریه» استعمال می‌کنید، دو طرف حساب دارید. لفظ «عین»، با توجه به معنای «باکیه»، وجود تنزیلی برای «باکیه» و با توجّه به معنای «جاریه» وجود تنزیلی برای «جاریه» است، همان‌طور که «زید» در «زید لفظ» هم وجود حقیقی برای ماهیّت لفظ و هم وجود تنزیلی برای معنای زید است. در نتیجه، از این که ما می‌بینیم اجتماع وجود حقیقی و وجود تنزیلی امکان دارد درمی‌یابیم که اجتماع دو وجود تنزیلی به طریق اولی جایز است. آنچه مسلّم است این است که دو وجود حقیقی نمی‌توانند در یک وجود جمع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه