اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 292

صفحه 292

شوند ولی اگر از دو وجود حقیقی بگذریم، اجتماع دو وجود تنزیلی یا یک وجود حقیقی و یک وجود تنزیلی جایز است. بنابراین، دلیل سوّم هم نتوانست استحاله استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنای واحد را ثابت کند. نتیجه بحث در مرحله اوّل از آنچه گفته شد معلوم گردید که هیچ‌یک از نظریات سه‌گانه‌ای که برای اثبات استحاله استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا اقامه شده است نمی‌تواند استحاله را ثابت کند. در نتیجه استعمال لفظ مشترک در اکثر از معنا، مستحیل نیست ولی این مقدار برای ما کافی نیست و باید مراحل دیگر را هم مورد بحث قرار دهیم.

مرحله دوّم: آیا استعمال لفظ در اکثر از معنا از نظر لغت جایز است؟

اشاره

پس از آنکه از مرحله اوّل گذشتیم و عقیده پیدا کردیم که استعمال لفظ در اکثر از معنا محال نیست، در مرحله دوّم، بحث در این است که آیا این استعمالِ ممکن، از نظر لغت و واضع هم جایز است یا در عین این که امکان دارد، غیر جایز است، زیرا هر چیز ممکنی، دلیل بر ترخیص و جوازش وجود ندارد؟ آنچه می‌توان در ابتدای امر گفت این است که در باب مشترک لفظی بیش از این برای ما ثابت نشده که مثلًا حد اکثر یک واضع واحد بیاید و برای لفظ «عین» هفتاد معنا را وضع کند.[172] یک روز لفظ «عین» را برای معنای «باکیه» وضع کند و روز دیگر برای معنای «جاریه» و همین‌طور با توجّه و التفات و با اوضاع متعدّد، لفظ «عین» را برای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه