اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 302

صفحه 302

می‌کنید- مقایسه می‌کنیم می‌بینیم عنوان «کلّ و جزء» تحقّق ندارد بلکه این‌ها متباین به تمام معنا می‌باشند، زیرا ما اینجا دو معنای مقیّد داریم، یک معنای مقیّد، «معنای موضوع له» است که عبارت است از «معنای واحد به قید این که معنای دیگر نباشد»، و یکی هم «معنای اکثر» است و آن عبارت است از «معنای واحد به قید این که معنای دیگر همراه آن باشد». پس در حقیقت، در اینجا دو معنای مقیّد داریم و به تعبیر اصطلاحی‌تر: در اینجا یک معنای «بشرط لا» و یک معنای «بشرط شی‌ء» داریم.

معنای موضوع له، «بشرط لا» و معنای مستعمل فیه، «بشرط شی‌ء» است و مراد از «لا» و «شی‌ء» هم یک چیز است. یکی «بشرطلای از معنای دوّم» و دیگری «بشرط وجود معنای دوّم» است و این، استعمال لفظ مشترک به صورت مجاز نیست. این، استعمال لفظ موضوع برای کلّ در جزء نیست. استعمال لفظ «انسان» در «رأس انسان»، استعمال لفظ موضوع برای کلّ در جزء است. ولی اینجا مسئله، مسأله بشرط لا و بشرط شی‌ء است و نسبت میان این دو، تباین است نه این که مسأله کلّیت و جزئیت مطرح باشد.[179] بررسی اشکال مرحوم آخوند به صاحب معالم رحمه الله در دوره قبل، ما این اشکال مرحوم آخوند را پذیرفتیم، ولی اکنون به ذهن می‌آید که این اشکال ایشان بر صاحب معالم رحمه الله وارد نیست. به نظر می‌رسد در اینجا یک خلطی میان مفهوم و مصداق شده است. ما که می‌گوییم: «استعمال لفظ در اکثر از معنا»، آیا «مفهوم اکثر» به عنوان مستعمل فیه ماست یا «مصداق آن»؟ ما وقتی می‌خواستیم مسأله «استعمال لفظ در اکثر از معنا» را مطرح کنیم، می‌گفتیم: مورد بحث، این است که لفظ عین را در دو معنا استعمال کنیم، به گونه‌ای که هرکدام از دو معنا استقلال داشته باشند و به قول صاحب معالم رحمه الله و دیگران: «هرکدام،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه