اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 31

صفحه 31

آن- یعنی صلاة- است و چون نهی از عبادت، اقتضای فساد می‌کند پس اگر کسی در سعه وقت، وارد مسجد شد و مشاهده کرد مسجد آلوده به نجاست است وظیفه اوّلی او ازاله است و اگر ازاله نکرد و مشغول نماز شد، نمازش باطل است. سؤال: بطلان نماز باید به علت فقدان جزء یا شرط باشد، علت بطلان نماز این شخص چیست؟ جواب: بنابراین قول، از اینجا یک شرطیت عقلیه استفاده می‌کنیم و آن این است که یکی از شرایط صحت نماز، عدم ابتلاء به مزاحم اقوی است. این شرط را عقل آورده است ولی اگر خود شارع هم می‌خواست می‌توانست آن را مطرح کند و بگوید: صلِّ مع عدم الابتلاء بمزاحم أقوی. ولی چنین تعبیری، در لسان ادلّه ملاحظه نشده است. قسم سوم: شرطهایی است که امکان اخذ در متعلّق را ندارد و محال است شارع بتواند آنها را در متعلّق امر خود اخذ کند، مثل قصد قربت در عبادت، بنا بر این که مقصود از «قصد قربت»، اتیان به داعی امر باشد و ما در اینجا مبنای مرحوم آخوند را بپذیریم که می‌فرمود: اگر قصد قربت به‌معنای اتیان به داعی امر باشد، نمی‌تواند در متعلّق امر اخذ شود زیرا این مستلزم دور و تقدّم شی‌ء بر نفس خود و تأخّر شی‌ء از نفس خود خواهد بود.[15] البته صحت و عدم صحت این مطلب در جای خود خواهد آمد.

اقوال در ارتباط با دخول شرایط در بحث صحیح و اعمّ

اشاره

در این زمینه سه قول وجود دارد: قول اوّل: جمیع اقسام سه‌گانه شرایط، در بحث صحیح و اعم داخل است، یعنی کسی که می‌گوید لفظ صلاة، برای خصوص نماز صحیح وضع شده، همان‌طور که صحت از حیث اجزاء را قائل است، صحت از حیث شرایط- آن‌هم به اقسام سه‌گانه‌اش- را قائل است. این قول، از کلام مرحوم آخوند استفاده می‌شود.[16]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه