اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 313

صفحه 313

متوهّم معتقد است: این روایات می‌گوید: تعدّد معانی، وقوع و خارجیت و تحقّق پیدا کرده است با این که اکثر الفاظ قرآن مشترک لفظی نیست و برای یک معنا وضع شده و تعدّد وضع مطرح نیست، ولی با وجود این در دو معنا استعمال شده که یکی ظاهر و دیگری باطن است. به حسب این روایات، مسأله ظهر و بطن، اختصاص به الفاظ مشترک ندارد و در همه الفاظ قرآنی ثابت است. آن‌وقت اگر در غیر مشترکِ لفظی در قرآن، هفتاد و یک یا حد اقل دو معنا وقوع داشته باشد پس شما (مرحوم آخوند) چگونه ادعای استحاله می‌کنید آن‌هم در مورد مشترک لفظی؟ با این که مشترک لفظی از نظر استعمال در معانی متعدّد، نزدیکتر از غیر مشترک لفظی است. مرحوم آخوند در پاسخ توهّم فوق می‌فرماید: آنچه محلّ بحث ماست، با آنچه در این روایات است تفاوت دارد. بحث ما در این است که لفظی در دو معنا استعمال شود، به‌گونه‌ای که آن دو معنا در عرض یکدیگر بوده و تقدّم و تأخّری در کار نباشد و هیچ‌یک از آن دو معنا بر دیگری مزیتی نداشته باشند. و نحوه استعمال به‌صورتی باشد که گویا در هریک از آنها به‌طور مستقل استعمال شده و غیر از آن چیزی اراده نشده است. نحوه استعمال «عین» در معنای «باکیه» به‌صورتی است که گویا فقط در همین معنا استعمال شده است و نحوه استعمالش در معنای «جاریه» نیز به‌همین‌صورت است. ولی روایاتی که مسأله بطون را مطرح می‌کنند بر این معنا دلالت ندارند که لفظ، در ظاهر و باطن- به عنوان دو معنای مستقل و در عرض هم- استعمال شده است. کجای این روایات دلالت دارد که معنای باطن یا بطون در عرض معنای ظاهر و در ردیف آن است؟ بلکه کجای روایات دلالت دارد که اگر ما گفتیم: «قرآن هفتاد بطن دارد» معنایش این باشد که این بطون، مستعمل فیه هستند و نحوه اراده بطون مانند اراده ظاهر است؟ نحوه اراده معنای ظاهر از لفظ این است که لفظ در آن معنای ظاهر استعمال شده است. یعنی لفظی داریم که مستعمل است و معنایی داریم که مستعمل فیه است. ولی در ارتباط با بطون، چنین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه