اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 327

صفحه 327

«مطلق وجه الأرض» را درنظر گرفته یا این که «صعید» را برای خصوص «تراب خالص» وضع کرده است؟ اشکال بر مرحوم نائینی: ایشان خیال کرده مسئله عقلی است لذا برهان عقلی آورده است در حالی که مسئله، ارتباطی به عقل ندارد و کسی نباید نظر عقلی خود را در مسئله مطرح کند بلکه مسئله، لغوی است و باید ببینیم لغت در این‌باره چه می‌گوید. با قطع نظر از این که ایشان مسئله را عقلی فرض کرده و واقع مسئله به این صورت نیست، اصل فرمایش ایشان هم ناتمام است زیرا عقل اهل مسامحه نیست. عقل، واقعیت را ملاحظه می‌کند و ناظر به حقایق است و چنین چیزی را نمی‌پذیرد. ما به ایشان می‌گوییم: زید که دیروز تلبّس به ضرب پیدا کرده ولی شما در مقام تطبیق می‌گویید: «زید الیوم ضارب»، کجا زید امروز تلبس به مبدأ دارد؟ کجا بین زید و مبدأ در این روز ارتباط وجود دارد؟ آیا از نظر عقل، همان‌طور که زید دیروز تلبّس به ضرب داشت امروز هم تلبّس به ضرب دارد؟ آیا امروز هم عرضْ قیام به معروض دارد؟ امروز که زید فاقد مبدأ ضرب است، امروز عقلًا و حقیقتاً فاقد مبدأ فعل است. بنابراین اگر ما مسئله را عقلی فرض کردیم و گفتیم: مشتق، عنوانی است که از قیام عرض به معروض متولّد می‌شود الآن نمی‌توانیم زید را ضارب بدانیم. الآن که می‌خواهیم بگوییم: «زید الیوم ضارب» ازنظر عقل هیچ فرقی نیست بین این که زید دیروز متلبّس به ضرب بوده و مبدأ از او منقضی شده باشد و بین این که فردا می‌خواهد تلبّس به مبدأ پیدا کند. نسبت، به‌لحاظ دیروز و فردا نیست بلکه به لحاظ امروز است.

در این دو فرض ازنظر واقعیت مسئله چه فرقی می‌کند؟ زیدی که امروز هیچ‌گونه ارتباطی با ضرب ندارد ولی دیروز از او ضرب صادر گردیده و منقضی شده با کسی که ضربی از او صادر نشده و فردا قرار است از او صادر شود، در ارتباط با امروز عقلًا چه فرقی وجود دارد؟ ممکن است از نظر تسامح عرفی فرقی وجود داشته باشد ولی ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه