اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 328

صفحه 328

می‌خواهیم مسئله را با دقّت عقلی بررسی کنیم و امروز که زید متلبّس به ضرب نیست، عقل، بین فاقدیتی که قبل از آن، تلبّس وجود داشته با فاقدیتی که بعد از آن، تلبّس تحقّق پیدا می‌کند، فرقی نمی‌بیند. و این خود دلیل بر این است که مسئله، عقلی نبوده بلکه مربوط به لغت است، اگر مسئله عقلی باشد شما حق ندارید به‌لحاظ ضرب دیروز بگویید: «زید الیوم ضارب»، ضرب دیروز که منقضی شده چگونه می‌تواند مصحّح این باشد که عقلًا بگوییم: «زید الیوم ضارب»؟ بله اگر به لغت مراجعه کنیم، در لغت مسأله تعبد در برابر واضع و وضع مطرح است. ممکن است واضع در مقام وضع، یک تلبّس اعمّ از حال و منقضی را ملاحظه کرده است که اگر شما در منقضی استعمال کنید حقیقت است ولی اگر در موردی که می‌خواهد در استقبال تلبّس پیدا کند، استعمال کنید مجاز است. حال چرا واضع چنین کاری را انجام داده است؟ این دیگر ربطی به ما ندارد.

واضع، همان‌طور که در تعیین الفاظ اختیار دارد در تعیین معانی هم اختیار دارد، خصوصاً اگر واضع را غیر بشر بدانیم. بالاخره ما تعبداً تابع واضع هستیم، او می‌گوید:

ماء به معنای آب و تراب هم به‌معنای خاک است. کسی نمی‌تواند از او بپرسد که چرا لفظ ماء را در مقابل آب و لفظ تراب را در مقابل خاک قرار دادی؟ بالاخره یک لفظی باید در مقابل این معنا قرار گیرد. درحقیقت حق انتخاب با خود واضع است. او می‌خواسته ماء را برای این مایع سیّال و تراب را برای خاک وضع کند، لذا ما نمی‌توانیم به واضع اشکال کنیم که چرا تو مشتق را اعم از متلبس در حال و منقضی وضع کردی و متلبّس در مستقبل را خارج از موضوع له قرار دادی؟ بر این مسئله، برهان عقلی وجود ندارد. او می‌خواسته این کار را بکند. بنابراین، کلام مرحوم نائینی قابل قبول نیست زیرا اگر قرار باشد پای عقل به‌میان آید فرقی بین منقضی و مستقبل وجود ندارد. شما می‌گویید: «زید الیوم ضارب» در حالی که «الیوم ضارب» نه در منقضی وجود دارد و نه در مستقبل و عقل هم بین این دو هیچ فرقی نمی‌تواند ملاحظه کند. و واقعیت امر این است که مسئله، مسأله عقلی نیست بلکه مسأله لغوی است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه