اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 330

صفحه 330

این کیفیت باشد که بدون واسطه از نفس ذات انتزاع شده باشد. یعنی به‌گونه‌ای نباشد که خود ذات موجب تحقّق این عنوان و انتزاع این عنوان باشد بدون این که امری از ذات در انتزاع این عنوان نقش داشته باشد. مثلًا عناوینی مانند «انسانیت»، «حیوانیت» و «ناطقیت» برای انسان، عناوینی هستند که انتزاع آنها از ذات، به‌لحاظ نفس ذات است بدون این که چیزی در اینجا وساطت کرده باشد و امری خارج از ذات در انتزاع این عنوان نقشی داشته باشد. چنین عنوانی از محلّ نزاع در باب مشتق خارج است. ترابی که چند سال قبل انسان بوده، دیگر نزاع در این واقع نشده که اگر حالا هم به این تراب انسان بگوییم آیا به نحو حقیقت است؟ کسانی که مشتق را در ما انقضی عنه المبدأ حقیقت می‌دانند و می‌گویند: «زید که دیروز متّصف به ضرب بوده و صفت ضرب از او منقضی شده است، امروز نیز می‌توانیم بر او عنوان «ضارب» را به نحو حقیقت اطلاق کنیم، آیا در مورد این تراب هم همین حرف را می‌زنند؟ بدون اشکال، هیچ‌کس نمی‌گوید در اینجا عنوان حقیقت مطرح است، و عدم جواز اطلاق انسان بر چنین ترابی- به نحو حقیقت- مسلّم است. ولی اشکال در دلیل این مطلب است. چرا چنین چیزی جایز نیست؟

مرحوم محقّق نائینی و بعضی از شاگردان ایشان مانند آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»- در مقام استدلال بر این مطلب فرموده‌اند: «لأنّ شیئیّة الشی‌ء بصورته لا بمادّته» یعنی چون شیئیت شی‌ء به‌صورت آن می‌باشد نه به ماده‌اش صورت ترابیت، مغایر با صورت انسانیت است. انسان، جسم نامی و حیوان ناطق است ولی تراب، جسم جامد است. تراب، وارد در مرحله حیوانیت نیست تا به مسأله ناطقیت برسد، بنابراین نمی‌توان تراب را- به‌لحاظ این که سابقاً انسان بوده است- در حال حاضر «انسان بالفعل» دانست. بلی می‌توان گفت: «هذا التراب کان إنساناً».[198] ما در بحث گذشته گفتیم: «مسئله، مسأله عقلی نیست که شما بخواهید به دلیل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه