اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 356

صفحه 356

امروز خودش باقی است ولی تلبس به مبدأ منقضی شده است آیا به عنوان این که دیروز تلبس به ضرب داشته می‌توانیم امروز حقیقتاً به او عنوان «ضارب» را اطلاق کنیم یا این که اطلاق «ضارب» بر زید در امروز یک اطلاق مجازی است؟ بنابراین زید در دو حالتِ تلبس به مبدأ و انقضاء، وجود دارد و اختلاف در ناحیه تلبس و انقضاء است. در اسم فاعل، اسم مفعول و حتی اسم مکان نیز این مسئله وجود دارد، زیرا مکان هم قابل دوام است. اگر جایی عنوان مسجد پیدا کرد و به اعتبار اسم مکانی عنوان «مسجد» به آن اطلاق شد، این مکان باقی است و نزاع در این است که اگر این مسجد خراب شد و عنوان مسجدیت فعلیه‌اش را از دست داد آیا به اعتبار این که قبلًا متلبّس به عنوان مسجدیت بوده حقیقتاً می‌توان به آن مسجد اطلاق کرد یا نه؟ مکان همان و زمین همان زمین است. ذات- که عبارت از مکان است- در هر دو حالتِ تلبس و انقضاء محفوظ است. ولی در اسم زمان وقتی عملی در یک زمان تحقق پیدا می‌کند، نزاع در باب مشتق را چگونه تصویر کنیم؟ مثلًا قتل امام حسین علیه السلام در عاشورای سال شصت و یک هجری تحقق پیدا کرده است. الآن اگر بخواهیم کلمه «مقتل الحسین» را بر عاشورای سال شصت و یک اطلاق کنیم و بگوییم: «عاشورای سال شصت و یک، مقتل امام حسین علیه السلام است» این داخل در محلّ نزاع در باب مشتق نیست، ولی اگر خواستیم عاشورا را بر سال شصت و دو اطلاق کنیم اینجا دیگر ذات که عبارت از زمان- یعنی عاشورای سال شصت و یک- است، بقاء ندارد زیرا از خصوصیات وجودی زمان این است که تصرّم پیدا می‌کند. ذات زمان، تصرّم پیدا می‌کند یعنی جزئی از آن ایجاد شده و از بین می‌رود سپس جزء دیگر به وجود آمده و از بین می‌رود و هکذا. اگر ما بخواهیم بگوییم: «عاشورای سال شصت و دو، مقتل امام حسین علیه السلام است» مثل این است که دیروز زید اتصاف به ضرب داشته و امروز بخواهیم عنوان ضارب را بر عَمرو اطلاق کنیم. آیا چنین چیزی داخل در محل نزاع مشتق است؟ همان‌طور که زید و عَمرو دو وجودند و تلبس یکی از آن دو به مبدأ موجب صحت و حقیقی بودن اطلاق بر دیگری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه