اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 357

صفحه 357

نمی‌شود، در اسم زمان هم همین‌طور است و در حقیقت ما در اسم زمان، ذاتی که دارای دو حالت تلبس و انقضاء باشد نداریم زیرا ذات متلبّس به مبدأ، وجود پیدا کرده و از بین رفته است و ذات غیر متلبّس هم مغایر با آن ذات است. عاشورای سال شصت و دو غیر از عاشورای سال شصت و یک است این‌ها دو وجود از زمانند، دو ذات و دو عنوان می‌باشند. اگر فعل- مثل قتل امام حسین علیه السلام- در یکی از این دو زمان واقع شد دیگر معنا ندارد که بگوییم: «اطلاق مقتل امام حسین علیه السلام بر عاشورای سال شصت و دو بر نحو حقیقت است یا مجاز؟» این از محلّ نزاع در باب مشتق خارج است. در ارتباط با اسم زمان، یک چنین اشکال مهمی وارد شده است و شاید ما به جایی برسیم که نتوانیم از این اشکال جواب دهیم و سرانجام ملتزم شویم که اسم زمان از نزاع در باب مشتق خارج است. البته خروج اسم زمان از محلّ نزاع مشکلی ایجاد نمی‌کند. برای حلّ این اشکال جوابهایی ذکر شده که در ذیل به بررسی آنها می‌پردازیم:

راه حلّ اوّل: راه حلّ مرحوم آخوند

مرحوم آخوند می‌فرماید: اگر یک مفهوم کلّی منحصر به یک فرد بود مانعی ندارد که ما لفظ را در برابر همان مفهوم کلّی وضع کنیم مثلًا در اینجا بگوییم: اسم زمان- مثل هیئت مقتل- وضع شده برای اعم از متلبّس و منقضی، ولی این مفهوم کلیّ، در خارج فقط یک فرد دارد و آن متلبّس است و منقضی برای آن تصوّر نمی‌شود. و این که مفهومی در خارج، انحصار به یک مصداق دارد، مانع از این نمی‌شود که لفظ را در برابر همان معنای کلّی و قدر جامع وضع کنند. در اسم مکان، لفظ را برای معنای جامع وضع کردند و هر دو فرد در آن تصوّر می‌شود، یک مصداقش متلبّس به مبدأ و مصداق دیگرش منقضی عنه المبدأ است امّا در اسم زمان، لفظ برای همان قدر جامع وضع شده است ولی منقضی عنه المبدأ در آن تصور نمی‌شود. مرحوم آخوند برای اثبات مدّعای خود دو مؤیّد ذکر می‌کند: مؤیّد اوّل: ما تردیدی نداریم که طبق ادلّه توحید، ذات خداوند دارای وحدت است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه