اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 362

صفحه 362

ممکنات است، قسم سوّمی هم داریم که واجب‌الوجود بالقیاس الی الغیر است و این با واجب‌الوجود بالغیر تفاوت دارد. بالاخره ما سه تا واجب‌الوجود داریم و واجب‌الوجود مطلق، هر سه را شامل می‌شود. بلی اگر عنوان «واجب‌الوجود بالذات» را در نظر بگیریم، انحصار به ذات مقدّس پروردگار پیدا می‌کند ولی این ترکیب از شماست و ارتباطی به وضع ندارد. بنابراین مؤیّد دوّم مرحوم آخوند هم صحیح نیست و جواب مرحوم آخوند از اشکالی که در ارتباط با اسم زمان مطرح بود نتوانست اشکال را دفع کند.

راه حلّ دوّم: راه حلّ آیت اللَّه بروجردی رحمه الله و آیت اللَّه خویی

«دام ظلّه» اگر اسم زمان دارای صیغه مخصوصی بود و واضع، هیئت خاصی را تنها برای اسم زمان وضع می‌کرد، این اشکال وارد بود، مثلًا اگر واضع هیئت «مَفْعَل» را برای خصوص اسم زمان وضع می‌کرد، جای این بود که گفته شود: «نزاع در باب مشتق در مورد «مقتل» جریان پیدا نمی‌کند زیرا ذات- که عبارت از زمان است- بقاء ندارد بلکه حالت تصرّم و تقضّی دارد» ولی اگر این‌طور باشد که هیئتی را برای اسم زمان و مکان- به صورت مشترک معنوی- وضع کنند، مثلًا هیئت «مَفْعَل» را برای قدر جامع بین زمان و مکان وضع کنند، در این صورت، این معنای کلّی دارای دو مصداق است:

یک مصداق آن زمان و مصداق دیگرش مکان است. اگر مسئله این‌طور باشد، دیگر اشکالی وارد نیست، زیرا موضوع له عبارت از آن قدر جامع و معنای مشترک است و آن معنای مشترک، به لحاظ این که یکی از مصادیقش عبارت از مکان است و نزاع در باب مشتق می‌تواند در مورد مکان جریان پیدا کند، زیرا مکان، تصرّم و تقضّی ندارد و یک شی‌ء ثابت است، مکان دارای دو حالت است: حالت تلبّس ظرفی به مبدأ و حالت انقضای مبدأ از آن، در این صورت چه مانعی دارد که ما در مورد اسم زمان بحث کنیم؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه