اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 363

صفحه 363

در اینجا، ما در حقیقت در مورد اسم زمان بحث نمی‌کنیم، هیئتی که برای خصوص اسم زمان وضع شده باشد نداریم بلکه در اینجا هیئتی داریم بنام هیئت «مَفْعَل» و ما روی این هیئت بحث می‌کنیم که آیا این هیئت «مَفْعَل»، حقیقت در خصوص متلبّس به مبدأ در حال است یا موضوع برای اعم از متلبّس و منقضی است؟ و شما نمی‌توانید بگویید: «معنای هیئت مَفْعَل، منقضی ندارد» زیرا ما می‌گوییم: هیئت مَفْعَل، منقضی دارد، اگرچه به لحاظ بعضی از افراد آن- یعنی مکان که مصداق معنای قدر جامع بین زمان و مکان است- تلبّس و انقضاء تصوّر شود زیرا در این صورت، در حقیقت، نزاع در مفاد هیئت «مَفعَل» داریم، هیئت «مَفْعَل» برای معنای عامی وضع شده و در بعضی از مصادیق آن معنای عام، تلبّس و انقضاء تصوّر می‌شود. امّا اگر اسم زمان، دارای هیئتی غیر از اسم مکان بود، در مورد هیئت اسم مکان می‌توانستیم نزاع را پیاده کنیم ولی در مورد اسم زمان نمی‌توانستیم متلبّس و منقضی را تصوّر کنیم.[218] بررسی کلام آیت‌اللَّه بروجردی رحمه الله و آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه»: ما باید کلام این دو بزرگوار را بررسی کنیم و ببینیم آیا هیئت «مَفْعَل» که مشترک بین زمان و مکان است، نحوه اشتراکش به چه صورت است؟ آیا هیئت «مَفْعَل» به صورت مشترک معنوی برای زمان و مکان وضع شده است یا به صورت مشترک لفظی؟ اگر به صورت مشترک لفظی باشد، باز اشکال به قوّت خود باقی است زیرا در مشترک لفظی دو وضع وجود دارد، یک بار هیئت «مَفعَل» برای اسم مکان وضع شده و یک بار هم برای اسم زمان. در این صورت وقتی برای اسم زمان وضع شده از محلّ بحث ما خارج است زیرا آنجا ذاتی وجود ندارد. ذاتش عبارت از زمان است و زمان، متّصف به تصرّم و تقضّی است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه