اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 365

صفحه 365

در ذهن انسان بیاید. آیا همان‌طور که با شنیدن کلمه «انسان» مفهوم «حیوان ناطق» به ذهن می‌آید، در مورد هیئت «مَفْعَل» و مفهوم «ظرف» نیز این‌چنین است؟ خیر، این‌گونه نیست. ما صدها بار اسم زمان و مکان را می‌شنویم بدون این که مفهوم ظرف در ذهن ما تحقّق پیدا کند. در حالی که اگر وضع عام و موضوع له عام بود باید وقتی سؤال می‌شود: معنای هیئت «مَفعَل» چیست؟ فوراً جواب داده شود: ظرف. ولی این معنا از هیئت «مَفْعَل» تبادر نمی‌کند. و وجدان بر این مسئله شاهد است. و اگر گفته شود: وضع عام و موضوع له خاص است، یعنی واضع، مفهوم ظرف را درنظر گرفته ولی هیئت «مَفْعَل» را برای آن مفهوم وضع نکرده بلکه برای مصادیق آن وضع کرده است که یک مصداق آن عبارت از ظرف زمان و مصداق دیگرش عبارت از ظرف مکان است، یعنی زمان و مکان در موضوع له دخالت دارد. چنین چیزی دارای دو اشکال است: اوّلًا: موضوع له در همه مشتقات، معانی کلیه و مفاهیم کلّیه است. در مشتقات، وضع عام و موضوع له عام است. ثانیاً: شما که می‌گویید: «وضع عام و موضوع له خاص است»، معنایش این است که زمان و مکان دو موضوع له می‌باشند نه یک موضوع له، مثل این که دو وضع تحقّق پیدا کرده است. در این صورت اشکال مستشکل زنده می‌شود که زمان وقتی می‌خواهد موضوع له خاص قرار گیرد باید حسابش را از مشتقات دیگر جدا کند زیرا در زمان، ذاتی که باقی بماند وجود ندارد. ولی در اسم مکان و سایر مشتقات، ذات باقی می‌ماند. خلاصه این که اگر وضع عام و موضوع له عام باشد، این برخلاف متبادر عرفی است و اگر وضع عام و موضوع له خاص باشد، این دارای دو اشکال است. یکی این که برخلاف ظاهر است و دیگر این که در این صورت اصل اشکال برمی‌گردد، زیرا دو موضوع له جدای از هم می‌شوند و در موضوع له متعدّد فرقی نمی‌کند که وضعْ واحد باشد یا وضع هم متعدّد باشد درهرصورت اشکال برمی‌گردد، برای این که این موضوع له استقلال دارد، دیگری هم استقلال دارد. به عبارت دیگر: ما در بحث تقسیم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه