اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 367

صفحه 367

راه حلّ سوّم

اشاره

بعضی گفته‌اند: ما که گفتیم: «عاشورا مقتل امام حسین علیه السلام است»، عاشورا دارای یک معنای کلّی است. آن معنای کلّی عبارت از «روز دهم محرم» است. دهم محرم یک چیز باقی است و فانی نمی‌شود، و در هر سال، این عنوان تحقّق پیدا می‌کند، امسال دهم محرم داشت، سال قبل هم داشت تا برسد به دهم محرم سال شصت و یک هجری. در «دهم محرم» سال شصت و یک هجری تلبّس به مبدأ تحقّق یافته و آن روز متّصف شده به این که مقتل امام حسین علیه السلام است و در «دهم محرم» های دیگر- که همان «دهم محرم» است- مبدأ منقضی شده است. مثل زید که دیروز مشغول ضرب بوده ولی امروز اشتغال به ضرب ندارد. این همان زید دیروز است ولی دیروز متلبّس به ضرب بوده و امروز ضرب از او منقضی شده است. در اینجا نیز دهم محرم یک چیز است ولی در سال شصت و یک متلبّس به «کونه مقتل الحسین علیه السلام» بوده است امّا در سالهای دیگر مقتل الحسین علیه السلام بودن از او منقضی شده است، در حالی که ذات- یعنی دهم محرم- امری ثابت است.[219]

بررسی راه حلّ سوّم:

بحث ما در مفاد معنای عاشورا نیست بلکه ما در ارتباط با معنای «مَقْتل» بحث داریم. مشتقی که مورد بحث ماست عبارت از هیئت «مَفْعَل» است که در ما نحن فیه از آن به «مَقْتَل» تعبیر می‌کنیم. حال می‌خواهیم ببینیم «مَقْتَل» برای چه چیزی وضع شده است؟ شما می‌گویید: «قتل امام حسین علیه السلام در روز عاشورا واقع شده و عاشورا هم یک کلّی قابل دوام است» می‌گوییم: درست است که قتل امام حسین علیه السلام در عاشورا واقع شده است ولی ما قبول نداریم که عاشورا یک کلّی قابل دوام باشد. اگر در یک فرد از کلّی، خصوصیتی تحقّق پیدا کند، تلبّسی تحقّق پیدا کند و آن فرد از بین برود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه