اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 371

صفحه 371

حرکات، سه فتحه دارد- و نه خصوصیات معنوی ضَرَبَ در ضارب وجود دارد. در ضَرَبَ- بنا بر مشهور- پای زمان در میان است آن‌هم زمان ماضی، ولی در ضارب یک چنین خصوصیتی وجود ندارد. همین‌طور اگر بخواهیم مصدر را به عنوان مادّه مشتقات مطرح کنیم، در باب مصدر تردید است که آیا در معنای مصدر نسبتی وجود دارد یا معنای مصدر، خالی از نسبت است و هیچ‌گونه نسبت فاعلی یا مفعولی در آن تحقّق ندارد. به عبارت دیگر: ما یک وقت ضَرْب را به معنای زدن معنا می‌کنیم، در زدن نسبت وجود دارد، در زدن، حدوث ضرب تحقّق دارد. و یک‌وقت ضَرْب را خالی از نسبت معنا می‌کنیم، یعنی آن را به کتک- نه کتک زدن- معنا می‌کنیم و در کتک هیچ‌گونه نسبتی وجود ندارد. اگر ما ضَرب را دارای یک معنای مشتمل بر نسبت بدانیم، مصدر هم مانند فعل است در این که نه لفظ آن در مشتقات محفوظ است و نه معنای آن. امّا لفظش در مشتقات محفوظ نیست زیرا هیئت مصدر، هیئت فَعْل است و هیئت فَعْل در هیچ‌یک از مشتقات تحقّق ندارد. هریک از مشتقات دارای هیئت‌های مخصوصی می‌باشند که آن هیئتها مغایر با هیئت فَعْل است. ما نمی‌توانیم مثلًا بگوییم: در هیئت فاعل، هیئت فَعْل محفوظ است. چگونه ممکن است در یک کلمه دو هیئت جمع شوند؟ معنای مصدر هم در مشتقات محفوظ نیست زیرا معنای ضَرْب عبارت از زدن است، در معنای ضرب، «نسبةٌ ما» وجود دارد ولی معنای مشتقات دیگر این گونه نیست. ضَرَبَ یعنی زد در زمان گذشته، یَضْرِبُ یعنی می‌زند در زمان آینده و بین این‌ها ازنظر معنا تغایر تحقّق دارد. بنابراین اگر مصدر دارای یک معنای مشتمل بر «نسبةٌ ما» باشد همان حسابی که فعل با مشتقات دارد مصدر هم با مشتقات دارد. نه لفظش در ضمن مشتقات محفوظ است و نه معنایش. ولی اگر مصدر را خالی از نسبت معنا کردیم، ضَرْب را به معنای کتک دانستیم نه به معنای زدن، اینجا اگرچه معنای مصدر در مشتقات محفوظ است زیرا در معنای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه