اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 372

صفحه 372

تمام مشتقات، کتک را می‌آوریم، کتک زد، کتک می‌زند، کتک بزن، کتک‌زننده و ... و این معنا در تمامی مشتقات محفوظ است ولی لفظ آن در هیچ‌یک از مشتقات ملاحظه نشده است. در هیچ‌یک از مشتقات، هیئت «فَعْل» نداریم. هر مشتقی هیئت خاصی دارد و نمی‌شود دو هیئت در یک کلمه جمع شوند. در نتیجه هیچ‌یک از کلام بصریین و کلام کوفیین با معنای حقیقی ماده نمی‌سازد.

نظریه سوم: نظریه محقّقین از متأخّرین

اشاره

محقّقین از متأخّرین گفته‌اند: ماده مشتقات دارای هیئت خاصی نیست. واضع وقتی خواسته لفظی را برای «کتک خالی از نسبت» وضع کند، مادّه «ض، ر، ب» را با همین ترتیب درنظر گرفته، نه کمتر و نه زیادتر. اگر این‌گونه باشد، خصوصیتی که از نظر لفظ و معنا در مادّه مشتقات معتبر است در اینجا نیز وجود دارد، زیرا اوّلًا: برای ماده، هیئت خاصی درنظر گرفته نشده، بلکه عنوان «ض، ر، ب» را ملاحظه کرده و این عنوان در تمامی مشتقات محفوظ است. و ثانیاً: معنا یک معنای خالی از نسبت است، عنوان زدن در کار نیست، بلکه معنا عبارت از کتک است و کتک، معنایی است که در جمیع مشتقات تحقّق دارد. ضارب:

کتک‌زننده، مضروب: کتک خورده و ....

اشکال بر کلام محقّقین از متأخرین

بر کلام محقّقین از متأخّرین اشکالاتی وارد شده که قابل جواب است: اشکال اوّل: این‌گونه که ایشان ماده را معنا کردند و گفتند: «ماده عبارت از «ض، ر، ب» و معنا عبارت از «کتک» بدون هیچ نسبت فاعلی یا مفعولی است» دارای اشکال است زیرا در باب وضع می‌گوییم: «وضع عبارت از ایجاد علقه بین لفظ و معناست» حال ببینیم آیا لفظ چیست؟ لفظ عبارت از یک مادّه و هیئت است. هیئت تنها را نمی‌توان لفظ نامید، مادّه تنها را هم نمی‌توان لفظ نامید. اینان که می‌گویند:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه