اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 382

صفحه 382

بیاض، در وجودش فقط نیاز به جسم دارد. امّا معانی حرفیه این‌گونه نیستند بلکه در وجود خود نیاز به دو طرف دارند. ظرفیت، اگر بخواهد به حسب واقع- و به تعبیر علمی، به حمل شایع صناعی- تحقّق پیدا کند، هم نیاز به ظرف دارد و هم نیاز به مظروف. باید «زید» تحقّق داشته باشد، «دار» هم تحقّق داشته باشد، وقتی «زید در دار» واقع شد، ظرفیتْ تحقّق پیدا می‌کند. پس همان‌طور که «الجسم له البیاض» حکایت از یک واقعیّت عرضی می‌کند «زید فی الدار» هم از واقعیّتی حکایت می‌کند که آن واقعیّت، عبارت از یک معنای حرفی است. به عبارت دیگر: این‌طور نیست که تفاوت معنای حرفی و معنای اسمی اعتباری باشد.[226] امور اعتباری، دایر مدار اعتبار است ولی معانی حرفیه این‌گونه نیست. معانی حرفیه، یک واقعیّت تکوینیه می‌باشند، به گونه‌ای که اگر زید باشد ولی در خارج دار باشد شما نمی‌توانید قضیّه «زید فی الدار» را مطرح کنید، مگر به صورت قضیّه کاذبه. ما در مباحث مربوط به معانی حرفیه مطلبی را ذکر کردیم که تکرار آن در اینجا خالی از فایده نیست، چون بزرگانی مانند مرحوم آخوند در این ورطه به اشتباه افتاده‌اند.

آن مطلب این است که مشهور در باب معانی حرفیه قائل شده‌اند و عقیده دارند حروف دارای «وضع عام و موضوع له خاص» می‌باشند یعنی واضع، در هنگام وضع، معنایی کلّی را درنظر گرفته ولی لفظ را برای افراد و مصادیق آن معنای کلّی وضع کرده است. در آنجا ما شبهه‌ای را مطرح کردیم و گفتیم: مرحوم آخوند در اینجا فرموده است:

اگر ما جمله خبریه «سرت من البصرة إلی الکوفة» را تشکیل دهیم، چون در مقام اخبار از یک واقعیّت خارجی هستیم، کسی که از بصره به‌سوی کوفه حرکت کرده، طبعاً از نقطه خاصی حرکت خود را آغاز کرده است، لذا در اینجا می‌توان گفت: «مِنْ» در یک معنای جزئی استعمال شده است. ولی اگر مولا بگوید: «سرْ من البصرة إلی الکوفة»، در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه