اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 384

صفحه 384

در ارتباط با تحقّق در خارج است. انسان در تحقّق خارجی‌اش نیاز به چیزی ندارد ولی بیاض در تحقّق خارجی‌اش نیاز به جسم دارد. مفهوم «الابتداء» هم در عالم مفهومی- مانند مفهوم بیاض و مانند مفهوم انسان- دارای استقلال است، ولی همین ابتداء اگر بخواهد در خارج لباس وجود بپوشد، به دو چیز نیاز دارد، به دو وجود دیگر نیاز دارد:

یکی سیر و دیگری بصره، تا ما بتوانیم بگوییم: در خارج، ابتداء السیر من البصرة تحقّق پیدا کرد. پس در نتیجه، آن خصوصیتی را که مشهور در معنای حروف قائلند خصوصیت سیر و بصره است، زیرا سیر و بصره یک خصوصیت است و مطالعه و کتاب در جمله «من مطالعه این کتاب را شروع کردم»، خصوصیت دیگر است. خصوصیت، به لحاظ جهت خارجیه‌ای که در «سرت من البصرة إلی الکوفة» وجود دارد نمی‌باشد. مثلًا در «سرت من البصرة إلی الکوفة»، اگر خصوصیتش این بوده که ساعت سه بعد از ظهر، از فلان محلّ خاص تحقّق پیدا کرده است، این خصوصیات، در «سرت من البصرة إلی الکوفة» وجود ندارد. کجای «سرت من البصرة إلی الکوفة» می‌گوید: حرکت، ساعت سه بعد از ظهر و از فلان محلّ خاص بوده است؟ درست است که عمل سیر، به حسب خارج، از نظر زمان و مکان و سایر خصوصیات، مشخص بوده است ولی مشخص بودن غیر از این است که عبارت شما در مقام نقل هم آنها را بیان کند. آیا در جمله «سرت من البصرة إلی الکوفة» چه مقدار واقعیّت نقل می‌شود؟ آیا بیش از این است که سیری بوده و ابتدای این سیر هم از بصره بوده و به کوفه هم ختم شده است؟ «سرت من البصرة إلی الکوفة» به اندازه مفاد خودش از واقعیات حکایت می‌کند. انسان وقتی می‌خواهد واقعیّتی را مجسم کند گاهی گوشه پرده را و گاهی نصف پرده را و گاهی تمام پرده را کنار می‌زند و در جمله «سرت من البصرة إلی الکوفة» تمام پرده کنار نرفته است بلکه گوشه‌ای از آن کنار رفته و فقط از تحقّق ابتداء سیر از بصره و ختم آن به کوفه پرده‌برداری شده است. در «سِرْ من البصرة إلی الکوفة» نیز مسئله به‌همین‌صورت است. این جمله که در مقام امر است و به قول شما (مرحوم آخوند) یک مطلب کلّی را بیان می‌کند، از نظر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه