اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 386

صفحه 386

«کتک زد» پیدا می‌کند یعنی «زد» به آن اضافه می‌شود، و وقتی هیئت مصدری پیدا کرد معنای «کتک زدن» پیدا می‌کند یعنی «زدن» به آن اضافه می‌شود. و با پیدا کردن صورت فعل مضارع، معنای «کتک می‌زند» و با پیدا کردن صورت فعل امر، معنای «کتک بزن» پیدا می‌کند. و وقتی هیئت اسم زمان و مکان پیدا کند بر «زمان کتک و مکان آن» دلالت می‌کند و با پیدا کردن هیئت اسم آلت بر «آلت کتک» دلالت می‌کند. امّا هیئت فعل ماضی عبارت از این است که دلالت کند بر تحقّق ارتباط بین حدث- که مفاد ماده است- و بین فاعل- که عبارت از زید است-، آن‌هم ارتباطی که به نحو تحقّق و ثبوت است. این معنا را ما وقتی ملاحظه می‌کنیم می‌بینیم از نظر مفهوم، مثل مفهوم ابتداء می‌باشد. ما گفتیم: از نظر مفهوم، هیچ فرقی میان انسان- که جوهر است- با بیاض- که عرض است- و ابتداء- که معنای حرفی است و مقامش از جوهر و عرض پائین‌تر است- وجود ندارد. فرق در ارتباط با خارج است. عرض در وجود خارجی‌اش، به محلّ نیاز دارد، ولی جوهر به چیزی نیاز ندارد و معنای حرفی به دو چیز احتیاج دارد. حال وقتی معنای فعل ماضی را با «انسان» و «بیاض» و «ابتداء» مقایسه می‌کنیم می‌بینیم همان خصوصیتی که در «ابتداء» وجود دارد در معنای هیئت فعل ماضی هم وجود دارد، زیرا هیئت فعل ماضی می‌خواهد بگوید: بین حدث- که مفاد ماده است- با فاعل- که عبارت از زید است- ارتباط صدوریِ محقّق در کار است ولی نه مفهوم ارتباط و مفهوم صدور حدث از ذات و مفهوم تحقّق ارتباط بلکه واقعیّت آن ارتباط و صدور و تحقّق را بیان می‌کند. تا قبل از این که ضرب از زید تحقّق پیدا کند هیچ ارتباطی بین ضرب و زید وجود نداشت همان گونه که تا قبل از آمدن زید به دار، ارتباطی بین زید و دار نبود. وقتی شما گفتید: «ضَرَبَ»، می‌خواهید واقعیّتی را حکایت کنید و آن این است که بین زید و ضرب، یک ارتباط صدوری تحقّق پیدا کرده است.

ارتباط صدوری ضرب از زید، یک معنای حرفی است. همان‌طور که با جمله «زید فی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه