اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 387

صفحه 387

الدار» یک واقعیّت حرفی را حکایت می‌کنید، هیئت فعل ماضی هم یک چنین واقعیّتی را حکایت می‌کند. اگر «ض، ر، ب» به تنهایی بود نمی‌توانست این معنا را بیان کند ولی هیئت، متضمن یک چنین معنایی است. گویا می‌گوید: آگاه باش که بین زید و ضرب یک ارتباط صدوری تحقّق پیدا کرد. نه به این معنا که این عناوین با گفتن «ضَرَبَ» به ذهن ما می‌آید. خیر، در باب معانی حرفیه، وقتی می‌گوییم: «زید فی الدار»، اصلًا مفهوم ظرف در ذهن ما نمی‌آید. مفهوم ظرف، یک معنای اسمی است، مثل مفهوم «الابتداء» در «سرت من البصرة إلی الکوفة». با گفتن کلمه «مِنْ» چه‌بسا اصلًا مفهوم «الابتداء» به ذهن ما نیاید و لازم هم نیست چنین مفهومی به ذهن بیاید، زیرا موضوع له، عبارت از این مفهوم نیست تا در ذهن بیاید، بلکه موضوع له در «سرت من البصرة إلی الکوفة» خصوصیتی است که بین سیر و بصره است که از آن به «سیر از بصره» تعبیر می‌شود. در فارسی به جای کلمه «مِنْ» کلمه «از» را به کار می‌بریم. آیا با شنیدن کلمه «از» چه معنایی به ذهن ما می‌آید؟ در مسئله «زید فی الدار» وقتی می‌گویید: «زید در خانه است» آیا از شنیدن کلمه «در» که به معنای «فی» برای ظرفیت است چه چیزی به ذهن ما می‌آید؟ ملاحظه می‌کنیم که مفهوم کلّی ظرفیت به ذهن ما نمی‌آید. پس همان‌طور که «زید فی الدار» از یک واقعیّت متقوّم به دو چیز حکایت می‌کند، هیئت «ضَرَبَ» هم از یک واقعیّت متقوّم به دو چیز حکایت می‌کند، که یکی از آن دو عبارت از «کتک»- که معنای مبدأ و ماده است- و دیگری عبارت از «فاعل» می‌باشد.

و هیئت فعل ماضی بر ارتباط صدوری این مبدأ از این فاعل و تحقّق این فعل از این فاعل دلالت می‌کند. در نتیجه این که گفته‌اند: «هیئت دارای یک معنای حرفی است»، این یک امر اعتباری نیست که انسان تعبداً ملتزم به آن بشود بلکه یک حقیقت و یک واقعیّت است. هیئت در مقام حکایت است. محکی آن، یک معنای حرفی و یک حقیقت متقوّم به دو چیز است. محکی آن ارتباط بین معنای ماده و فاعل است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه