اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 389

صفحه 389

وجود دارد ولی ماده و هیئت به منزله دو لفظ نیستند. دو لفظ دارای دو دلالت مستقل می‌باشند ولی در مادّه و هیئت، این گونه نیست بلکه مادّه، تابع هیئت است و به تبعیّت هیئت تحقّق پیدا می‌کند و ماده و هیئت، مانند دو لفظ نیستند که هرکدام از دو لفظ در تحقّقشان استقلال دارند. لذا معنای فعل ماضی به صورت شی‌ء واحدی در ذهن انسان می‌آید، هرچند اگر ما بخواهیم تحلیل کنیم، تحلیل، اقتضای تعدّد و تکثّر می‌کند. در غیر عربی هم همین‌طور است.

کلام امام خمینی رحمه الله در ارتباط با تعدّد وضع در فعل ماضی لازم و فعل ماضی متعدّی

حضرت امام خمینی رحمه الله فرموده است: هرچند فعل ماضی لازم و فعل ماضی متعدّی، ازنظر هیئت، یکسان هستند و مثلًا هر دو بر وزن «فَعَلَ» می‌باشند ولی درعین‌حال، وضع در آن دو متعدّد است. یعنی معنای هیئت فعل ماضی در متعدی، مغایر با معنای هیئت فعل ماضی در لازم است. ایشان می‌فرماید: ارتباطی که در فعل ماضی متعدی بین مبدأ و ذات تحقق دارد، «ارتباط صدوری» است، یعنی ارتباطی که «ضَرَبَ» بین «ضَرْب» و «زید» افاده می‌کند به صورت «صَدَرَ الضربُ من زیدٍ» است ولی ارتباط در فعل ماضی لازم «ارتباط حلولی» است. «قام زیدٌ» به معنای «صدر القیام من زید» نیست بلکه معنای آن «اتّصف زید بثبوت القیام له» و «حلول القیام بالإضافة إلی زید» می‌باشد. این معنا در بعضی از فعل‌های ماضی لازم- مثل «ابیضّ الجسم»- روشن‌تر است. «ابیضّ الجسم» به معنای «صدر البیاض من الجسم» نیست بلکه معنای آن «حلّ البیاض فی الجسم» است. در نتیجه ما ناچاریم قائل به تعدّد وضع شده و بگوییم: فعل ماضی متعدّی دارای وضعی جدا از فعل ماضی لازم است.[229]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه