اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 393

صفحه 393

بلکه در جملات اسمیه‌ای که خالی از زمان است- مثل زید ضارب- نیز خصوصیتی وجود دارد که قابل انطباق بر تمام زمان‌های سه‌گانه است. امّا در فعل مضارع، یکی از زمانها جدا شده، همان‌طور که در فعل ماضی، انطباق بر یک زمان خاص پیدا می‌کند.[232] بعضی از شاگردان مرحوم آخوند[233] در حاشیه خود بر کفایة می‌گوید: «آن معنایی که در فعل مضارع به عنوان مشترک معنوی مطرح است، عبارت از معنای «ترقّب» می‌باشد، در مقابل معنای «تحقّق» که در فعل ماضی مطرح است».[234]

2- نظریه امام خمینی رحمه الله

حضرت امام خمینی رحمه الله فرموده است: بعید نیست ما در فعل مضارع بگوییم: واضع، هیئت مضارع را برای ارتباط صدوری یا ارتباط حلولی استقبالی وضع کرده است. در نتیجه معنای اوّلی فعل مضارع، همان معنای استقبالی است، سپس به جهت کثرت استعمال در حال، یک وضع تعیّنی هم نسبت به حال پیدا کرده است. ولی وضع تعیّنی به صورتی نیست که معنای اصلی کنار گذاشته شود بلکه به صورتی است که گویا دو وضع در کار است: وضع تعیینی دلالت بر معنای استقبال و وضع تعیّنی دلالت بر معنای حال می‌کند.[235]

3- نظریه مختار

بعید نیست که ما در فعل مضارع هم مسأله تعدّد وضع را قائل شویم و بگوییم:

هیئت فعل مضارع را یک مرتبه برای ارتباط صدوری حالی و یک مرتبه برای ارتباط

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه