اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 395

صفحه 395

می‌شود که دارای حرفه تجارت باشد. بعضی از مبادی دارای عنوان «صناعت» می‌باشند، مثل نجّار که به کسی گفته می‌شود که دارای صنعت نجّاری است. مرحوم آخوند می‌فرماید: در ارتباط با مبادی، این اختلافات وجود دارد ولی در ارتباط با هیئات، اختلافی تحقّق ندارد. بین مبدئی که در آن جنبه فعلیّت مطرح است با مبدئی که دارای جنبه قوّه و استعداد، است ازنظر هیئت «فاعل» فرقی وجود ندارد، بلکه فرقشان در این است که دایره تلبّس به مبدأ در حال و منقضی عنه المبدأ در آن دو فرق می‌کند. اگر مبدأ یک امر فعلی باشد، مثل ضارب که مبدأ آن ضرب است و ضرب هم دارای معنای فعلیّت می‌باشد، در این صورت، تلبّس به مبدأ در حال، معنایش تلبّس به ضرب فعلی است. دیروز که ضرب از زید صادر شده، زید حقیقتاً متلبّس به ضرب بوده است زیرا مبدأ به عنوان فعلیّت اخذ شده است و تلبّس به مبدأ فعلی یعنی در همان حالِ صدور ضرب و تحقّق ضرب، تلبّس به مبدأ دارد و امروز که این فعلیّت منقضی شده، مبدأ هم از او منقضی شده است. به‌عبارت‌دیگر: در مبدأ فعلی، تلبّس به مبدأ و انقضای مبدأ از ذات، دایر مدار فعلیّت است. ولی در موارد دیگر، تلبّس و انقضاء به صورت دیگر است، مثلًا در مورد مجتهد اگر بخواهیم تلبّس به مبدأ و انقضاء را فرض کنیم باید بگوییم: مادامی‌که این شخص دارای قوّه استنباط است متلبّس به مبدأ در حال است و وقتی این ملکه را از دست داد، کسالت یا کهولت سن در او پیدا شد و ملکه استنباط را از دست داد در این صورت انقضاء مبدأ می‌شود. یا در مثل تاجر که عنوان حرفه مطرح است، تا زمانی که کسب و کار و تجارت دارد، متلبّس بالمبدا در حال است، اگرچه در منزل خود خوابیده یا به مسافرت رفته باشد ولی اگر از تجارت دست برداشت یا ورشکست شد و حرفه تجارت را از دست داد، مبدأ از او منقضی شده است. در مورد شجره مثمره نیز می‌گوییم: شجره مثمره، در زمستان نیز مثمره است چون شأنیت و قابلیت میوه دادن را داراست. ولی اگر روزی خشک شد و قابلیت میوه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه