اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 410

صفحه 410

تحقّق داشت، این «متلبّس بالمبدا فی الحال» است و اگر دیروز متلبّس بوده «انقضی عنه المبدأ» است. و مرحوم آخوند سعی کرده کلمه «حال» را از «حال نطق» بیرون برده و به عنوان «حال نسبت» مطرح کند. البته بیان ایشان در ارتباط با از بین بردن زمان نطق بیان خوبی است. اشکال بر کلام مرحوم آخوند: اوّلًا: گویا مرحوم آخوند نکته‌ای را غفلت کرده است. این نکته در کلمات محقّقین دیگر ناخودآگاه مطرح شده ولی رمز مطلب بیان نشده است. و در میان کتابهایی که ملاحظه کردیم، رمز مطلب را استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی رحمه الله بیان کرده است.[246] آن نکته این است که اگر ما پای نسبت را به‌میان آوریم معنایش این است که باید قضیّه حملیه تشکیل دهیم زیرا نسبت و جری و اطلاق در جایی است که قضیّه مطرح باشد. یعنی بگوییم: «زید ضارب» و سپس بحث کنیم آیا جری ضارب بر زید به‌لحاظ چه حالی است؟ در حالی که ما در باب معنای مشتق و هیئت مشتق کاری به قضیّه نداریم. ما وقتی برای پیدا کردن معنای هیئت ضارب به کتاب لغت مراجعه می‌کنیم در آنجا موضوع و محمولی مطرح نیست. قضیه‌ای تشکیل نشده است تشکیل قضیّه بعد از وضع است. اوّل واضع هیئت را وضع می‌کند و بعد از آن ما می‌آییم قضیّه تشکیل می‌دهیم و ضارب را به زید نسبت می‌دهیم. حال قبل از تشکیل قضیّه ما می‌خواهیم ببینیم معنای هیئت فاعل چیست؟ آن‌وقت آیا درست است که شما بگویید: در معنای هیئت فاعل، تلبّس به مبدأ در حال نسبت وجود دارد یا نه؟ در موقع وضع ما چیزی نداریم که به آن نسبت دهیم. در بحث اصولی نیز همین‌طور است. ما که می‌خواهیم در معنای ضارب بحث کنیم آیا باید اوّل یک قضیّه «زید ضارب» تشکیل دهیم و بعد بیاییم در مورد ضارب بحث کنیم که آیا مقصود از حال، حال تلبّس

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه