اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 411

صفحه 411

است یا حال نسبت یا حال نطق؟ مخصوصاً حال نسبت که مرحوم آخوند روی آن تأکید دارد، مسئله را بدتر از حالات دیگر می‌کند. حال نسبت چه ارتباطی به معنای مشتق دارد؟ به عبارت اصطلاحی: ما در مفهوم تصوّری ضارب بحث می‌کنیم، همان‌طوری که وقتی شما به کتاب لغت مراجعه می‌کنید و مثلًا می‌خواهید معنای «انسان» را پیدا کنید کاری به قضیّه ندارید، برای فهم معنای تصوری هیئت فاعل نیز همین‌طور است. «زمان نطق» هم معنا ندارد، زیرا در ما وضع له هیئت مشتق کاری به حال نطق ندارند. اگر لفظ «انسان» را برای یک معنا وضع کنند و در عالم حتی یک نفر هم پیدا نشود که به این لفظ نطق کند، ضربه‌ای به حقیقت وضع وارد نمی‌شود. مسأله وضع، قبل از نطق است و معنای لفظ، بستگی به نطق ندارد. واضع، لفظ را برای معنایی وضع می‌کند، وقتی وضع تمام شد، آن‌وقت شما می‌آیید و لفظ را در معنا استعمال می‌کنید. پس چگونه می‌توان زمان نطق به ضارب- که بعد از وضع است- را در موضوع له ضارب دخالت داد و گفت: ضارب، بر متلبّس به مبدأ در حال نطق دلالت می‌کند. امّا در مورد «زمان تلبّس» علاوه بر اشکال فوق، اشکال دیگری هم مطرح است زیرا اگر ما نزاع در باب مشتق را این‌گونه مطرح کنیم که «آیا مشتق، حقیقت در خصوص متلبّس به مبدأ در حال تلبّس است یا اعم از آن و از منقضی است؟» اشکال می‌شود که: در همان منقضی هم متلبّس به مبدأ در حال تلبّس هست. مگر می‌شود در حال تلبّس، متلبّس به مبدأ نباشد؟ پس این که ما عنوان منقضی را در مقابل متلبّس به مبدأ فی الحال قرار می‌دهیم، معنا ندارد که حال در آن حال تلبّس به مبدأ باشد. متلبّس به مبدأ در حال تلبّس، معنایی است که برای منقضی هم ثابت است.

پس باید عنوانی باشد که در مقابل منقضی قرار گیرد. ثانیاً: ما در باب هیئات افعال زحمت کشیدیم و هیئات افعال را از دلالت بر زمان منسلخ کردیم و گفتیم: هیئت فعل ماضی دلالت بر زمان ماضی نمی‌کند. هیئت فعل مضارع، دلالت بر زمان حال و استقبال نمی‌کند. در باب مشتقات که اسمند و بدون

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه