اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 413

صفحه 413

اشکال در مورد مشتقاتی چون «معدوم» و «ممتنع»

اشاره

بعضی از مشتقات وجود دارند که عنوان تلبّس به مبدأ در آنها وجود ندارد، یعنی این‌طور نیست که ذاتی باشد و تلبّس داشته باشد آن ذات به آن مبدأ، مثل عنوان «معدوم» و «ممتنع». روشن است که ما ذات متلبّس به عدم و یا ذات متلبّس به امتناع نداریم، زیرا اگر قرار باشد ذات متلبّس به عدم داشته باشیم، بر اساس قاعده فلسفی «ثبوت شی‌ء لشی‌ء فرع ثبوت المثبَت له»[247] باید ذات، ثبوت داشته باشد یعنی یک ذات متحقّقی داشته باشیم که متلبّس به عدم باشد. درحالی‌که این دو با یکدیگر جمع نمی‌شوند. چگونه ممکن است ذاتی وجود داشته باشد و درعین‌حال متلبّس به عدم باشد؟ چنین چیزی غیرممکن است. پاسخ اشکال: قاعده «ثبوت شی‌ء لشی‌ء فرع ثبوت المثبَت له» در مورد جایی است که واقعاً ذاتی داشته باشیم و تلبّسی. اگر ما در معنای مشتق قائل به ترکّب شدیم و ذات را در معنای مشتق اخذ کردیم، این اشکال شما وارد است ولی اگر معنای مشتق را بسیط دانستیم- که در مباحث آینده به‌طور مبسوط پیرامون آن سخن خواهیم گفت- و گفتیم: «ذات، در معنای مشتق دخالت ندارد»، دیگر قاعده «ثبوت شی‌ء لشی‌ء فرع ثبوت المثبَت له» در مورد مشتق مطرح نخواهد بود. در این صورت، «معدوم» خودش حکایت از یک معنای بسیط می‌کند و نیاز به یک ذات که عدم یا امتناع برای آن ثابت باشد ندارد و قاعده فرعیت هم در مورد آن جریان ندارد. اشکال: اگر «معدوم» و «ممتنع» را به تنهایی ملاحظه کنیم، می‌توانیم بساطت معنای آنها را بپذیریم و بگوییم: «در «معدوم» و «ممتنع»، نیاز به ذات نداریم و قاعده فرعیت جریان ندارد». ولی اگر این دو عنوان را در قضیّه حملیه به کار ببریم و مثلًا بگوییم: «زید معدوم»، آیا در اینجا هم قاعده فرعیت جریان ندارد؟ چه فرقی میان «زید معدوم» و «زید قائم» وجود دارد؟ همان‌طور که ثبوت قائم برای زید، فرع ثبوت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه