اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 421

صفحه 421

در نتیجه نمی‌توانیم مسئله را با «لا تنقض الیقین بالشک» حل کنیم. تردید در وضع مشتق در مسأله فقهیه: مرحوم آخوند در ادامه بحث می‌فرماید: درست است که استصحاب، در مسأله اصولیّه برای ما مشکل را حل نمی‌کند ولی اگر ما با این حالت شک وارد مسأله فقهیّه شدیم و ندانستیم که آیا مشتق برای خصوص متلبّس به مبدأ، وضع شده یا برای اعم از متلبّس و منقضی؟ می‌توانیم از اصل عملی کمک بگیریم ولی موارد آن فرق می‌کند و به اختلاف موارد، اصل عملیِ مورد استفاده هم فرق می‌کند. در بعضی از موارد باید به اصالة البراءة و در بعضی از موارد به استصحاب بقای حکم سابق مراجعه شود. مثلًا اگر مولا بگوید: «أکرم کلّ عالم» وجوب اکرام عالم- که یکی از مصادیق مشتق است- از ناحیه مولا صادر می‌شود. حال باید ببینیم این «أکرم کلّ عالم» در چه موقعیتی از مولا صادر می‌شود؟ اگر زید قبلًا عالم بوده و الآن مبدأ از او منقضی شده و در حال انقضاء، «أکرم کلّ عالم» صادر شود، در این صورت باید به اصالة البراءة مراجعه کرد، زیرا الآن که مولا می‌گوید: «أکرم کلّ عالم» وقتی سراغ زید می‌رویم می‌بینیم مبدأ از او منقضی شده است، حساب می‌کنیم که اگر عالم برای اعم وضع شده باشد، این زید هم اکرامش واجب است زیرا در این صورت کسی که مبدأ از او منقضی شده است حقیقتاً عالم است.

ولی اگر عنوان عالم برای خصوص متلبّس به مبدأ وضع شده باشد در این صورت کسی که مبدأ از او منقضی شده، حقیقتاً عالم نبوده و اکرام او واجب نیست. و چون ما شک داریم که آیا مشتق حقیقت در خصوص است یا در اعمّ؟ پس شک می‌کنیم که آیا اکرام زید واجب است یا نه؟ و در موارد شک در حکم و نبودن حالت سابقه متیقّن، به اصالة البراءة مراجعه کرده و حکم به عدم وجوب اکرام زید می‌کنیم. امّا اگر «أکرم کلّ عالم» در موقعیتی از مولا صادر شد که زید، تلبّس فعلی به مبدأ داشت؛ و ما وقتی خواستیم او را اکرام کنیم دچار نسیان یا کسالتی شد و مبدأ از او

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه