اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 425

صفحه 425

استصحاب شوید. برای تبیین مطلب، ابتدا مثالی ذکر کرده و سپس بر مورد اوّل ایشان تطبیق می‌کنیم. اگر مولا امروز گفت: «لا تشرب الخمر» و ما آمدیم سراغ مایعی و خمریّت آن را احراز کردیم، بحثی نداریم. ولی اگر با مایعی برخورد کردیم که قبلًا به‌طور مسلّم، خمر بوده ولی الآن که «لا تشرب الخمر» آمده در خمریّت آن تردید داریم اینجا چه باید کرد؟ آیا کسی می‌تواند بگوید: این مایع که دو روز قبل خمر بوده، «لا تشرب الخمر» نداشته و «لا تشرب الخمر» در زمان شکّ در بقاء خمریّت آمده است؟ کسی نمی‌تواند چنین حرفی بزند و بدون تردید در اینجا استصحاب بقاء خمریّت جاری می‌شود زیرا در استصحاب تصریح شده که متیقّن لازم نیست در زمان تیقّن، اثری داشته باشد. همین‌که در حال استصحاب و در حال شکّ، اثری برآن مترتّب می‌شود، برای جریان استصحاب، کفایت می‌کند. مثال اوّل مرحوم آخوند مانند مثال فوق است. ایشان می‌گوید: زید، در یک هفته قبل، به‌طور قطع، عالم بوده و از یک هفته به این‌طرف، به‌طور قطع مبدأ از او منقضی شده است و «أکرم کلّ عالم» در حال انقضاء مبدأ آمده است. می‌گوییم: همین اندازه کفایت می‌کند. شما که در شبهات مفهومیّه، استصحاب را جاری می‌کنید، چرا در اینجا رجوع به برائت می‌کنید؟ اینجا هم جای استصحاب است. زید در زمان گذشته و در حال تلبّس به مبدأ، به‌طور قطع، عالم بوده و الآن که مبدأ از او منقضی شده، شک داریم عالم است یا نه؟ استصحاب می‌کنیم عالمیّت زید را. مگر چه فرقی بین این مثال و مثال «لا تشرب الخمر» وجود دارد؟ بنابراین آنچه آیت‌اللَّه خویی «دام ظلّه» می‌فرماید که مسأله برائت در فرض اوّل روشن است- و ما هم آن را قبول داریم- طبق مبنای عدم جریان استصحاب در شبهات مفهومیه است- که همه جا جای برائت است، هم مورد اوّل و هم مورد دوّم- ولی اگر روی مبنای مرحوم آخوند پیش برویم فرقی بین مورد اوّل و مورد دوّم وجود ندارد و در هر دو مورد، استصحاب جریان پیدا می‌کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه