اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 429

صفحه 429

اثر گذاشته باشد. ولی چطور می‌شود که همین «ضَرَبَ» و «قَعَدَ» وقتی هیئت فاعلی به خودشان می‌گیرند و «ضارب» و «قاعد» می‌شوند. مواد بیاید و در هیئت دخالت کند؟ این چیزی است که انسان می‌تواند یقین به خلافش پیدا کند و بگوید: همان‌طور که در هنگام وضع هیئت فعل ماضی، مسأله تعدّی و لزوم، هیچ‌گونه نقشی در ارتباط با مفاد هیئت نداشته، در اسم فاعل هم هیئت هر دو «فاعلٌ» است، چگونه می‌شود در اینجا اختلاف مبادی و مواد در هیئت اثر بگذارد؟ با وجود این که واضع، هنگام وضع هیئت فاعل هیچ نظری به مواد و مبادی نداشته است. همین‌طور تفصیل دیگری که در این زمینه مطرح شده و می‌گوید: اگر هیئت مشتق، مسند الیه قرار گیرد حقیقت در اعم است و اگر مسند واقع شود حقیقت در خصوص متلبّس به مبدأ است. روشن است که هنگام وضع، این‌گونه حالات را درنظر نگرفته‌اند. علاوه بر این ما در یکی از مقدّمات مشتق گفتیم: مشتقی که مورد بحث ماست به معنای تصوّری‌اش مورد بحث است. ما می‌خواهیم ببینیم معنای هیئت مشتق چیست؟ ما کاری به محکوم علیه و محکوم به بودن آن نداریم. این مثل این است که شخصی ناآشنا به لغت عرب از شما بپرسد: معنای کلمه «صعید» در لغت عرب چیست؟ این دیگر کاری ندارد که کلمه «صعید» در آیه (فتیمّموا صعیداً طیّباً)[256]، مفعول واقع شده است. او می‌خواهد معنای «صعید» را در لغت عرب پیدا کند. او با معنای تصوّری «صعید» و با معنای مفرد آن کار دارد. و بحث ما در باب مشتق به‌همین‌صورت است. می‌خواهیم ببینیم هیئت مشتق- بما أنّه لفظ واحد- چیست؟ و کاری به محکوم‌علیه یا محکوم‌به بودن نداریم. پس پیداست که این تفصیلات نادرست است و خارج از آن چیزی است که در این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه