اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 435

صفحه 435

1- در معنای مشتق، پای زمان را به‌میان نیاورید، زیرا ما زمان را از مفاد افعال هم کنار زدیم و شما نمی‌توانید در مشتقات- که اسمند- پای زمان را به‌میان آورید.[262] 2- معنای مشتق را یک معنای یک‌سطری برای ما درست نکنید، زیرا مشتق، دارای معنای بسیطی است و ما در تنبیهات مسأله مشتق، این مسئله را مطرح خواهیم کرد که مفهوم مشتق- بنا بر تحقیق محقّقین- یک مفهوم بسیطی است. 3- معنایی را در مشتق ذکر کنید که ما با شنیدن هیئت مشتق به آن معنا منتقل شویم نه این که شما نزد خودتان چیزی درست کنید. مثلًا بعضی گفته‌اند: مشتق، برای چیزی وضع شده که از عدم به‌وجود خارج شده است، در مقابل متلبّس به مبدأ در استقبال که مبدأ، هنوز از عدم به وجود خارج نشده است. در مشتق، خروج از عدم به وجود تحقّق دارد به‌لحاظ این که ضرب تحقّق پیدا کرده است. یا الآن بالفعل تحقّق دارد و یا این که دیروز تحقّق پیدا کرده است و «خرج من العدم إلی الوجود» حاصل شده است. می‌گوییم: این‌ها همه درست است ولی شما از هیئت مشتق چه چیزی را استفاده می‌کنید؟ اگر از شما سؤال شود: هیئت فاعل برای چه چیزی وضع شده است؟ شما چه می‌گویید؟ آیا می‌گویید: موضوع له آن، ما خرج من العدم إلی الوجود است؟ آیا در معنای هیئت مشتق، عدم و وجود مطرح است؟ آیا با شنیدن هیئت مشتق، «ما خرج من العدم إلی الوجود» به ذهن می‌آید؟ خیر، این‌گونه نیست. شما باید معنایی را به عنوان موضوع له قرار دهید که بتوانید آن را جانشین هیئت مشتق قرار دهید و با شنیدن کلمه مشتق، آن معنا به ذهن بیاید. آن معنا باید خالی از زمان بوده، بساطت داشته و جای هیئت مشتق را پر کند و قدر مشترک بین متلبّس و منقضی هم باشد. آن معنا کدام معناست؟ حتّی خود کلمه متلبّس و منقضی در معنای مشتق اخذ نشده است. شما وقتی کلمه ضارب را می‌شنوید، مفهوم متلبّس در ذهنتان نمی‌آید، مفهوم منقضی به ذهن نمی‌آید. ما اگرچه در تعبیراتمان به متلبّس و منقضی تعبیر می‌کنیم، ولی این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه