اصول فقه شیعه جلد 2 صفحه 436

صفحه 436

بدان معنا نیست که تلبّس و انقضاء در مشتق دخالت دارد، حتّی اگر شما بخواهید مسئله را به صورت ترکیب مطرح کرده و بگویید: اعم از متلبّس و منقضی. این فرع این است که با شنیدن هیئت مشتق، مفهوم متلبّس و منقضی در ذهن شما بیاید درحالی‌که اگر شما میلیون‌ها بار هم مشتق را بشنوید، کلمه متلبّس و منقضی در ذهن شما نمی‌آید. مگر این که کسی در بحث اصولی مشتق وارد شود و کلمه متلبّس و منقضی را تکرار کند ولی به عنوان این که متلبّس و منقضی، موضوع له برای هیئت مشتق باشد، در ذهن کسی نمی‌آید. در نتیجه ما نمی‌توانیم یک معنایی در مشتق تصوّر کنیم که مسأله زمان در آن نباشد و بسیط بوده و با شنیدن هیئت مشتق به ذهن ما بیاید. چه رسد که بخواهیم این معنا را موضوع له برای هیئت مشتق قرار دهیم. حال که ما در مقام ثبوت به اینجا رسیدیم، مسئله به همین‌جا خاتمه پیدا می‌کند و دیگر لازم نیست به مقام اثبات وارد شده و به نقد و بررسی ادلّه قائلین به اعم بپردازیم ولی با توجّه به این که مباحث مذکور در این مقام، خالی از فایده نیست، لازم می‌دانیم به آنها اجمالًا اشاره‌ای داشته باشیم:

ادلّه قائلین به وضع مشتق برای اعم

اشاره

قائلین به وضع مشتق برای اعم، برای اثبات مدّعای خود ادلّه‌ای ذکر کرده‌اند که در ذیل به بحث پیرامون آنها می‌پردازیم:[263]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه